تقدیم به پدر اندیشمندم که ذره ای از آرمان های انقلابی اش کوتاه نیامده است

هر چند جهان، انقلاب به شکل کلاسیک را دیگر به خود نخواهد دید اما همچنان انقلاب ها مهم ترین و جذاب ترین تحول قابل مطالعه اجتماعی اند. انقلاب اسلامی ایران به عنوان آخرین انقلاب موفق کلاسیک، بارها از زوایای مختلف مورد تفحص قرار گرفته اما به جهت پیچیدگی و متفاوت بودن کمتر نگاره ای توانسته است به تحلیل جامعی از انقلاب ایران دست یابد. در این مختصر بنا است گذری اجمالی و بدون جانب داری به مشرب ها و رهیافت های تحلیلی موجود داشته باشیم. به تعبیر دیگر تلاش خواهم کرد فهرستی از گرایش های تحلیلی پیرامون انقلاب را شرح دهم.

1. نگاره های روایی انقلاب: چهار گروه در این دسته قابل احصا است.

1/1- خاطرات سفرای خارجی: سلیوان ، پارسونز ، هایزر سفرای آمریکا ، انگلیس و نماینده ناتو دیده های متحیرانه خود را با کمترین تحلیل علمی ارایه داده اند.

2/1- ایادی رژیم پهلوی: محمد رضا پهلوی(پاسخ به تاریخ) توطئه دولت های غربی و فریدون هویدا (سقوط شاه) اشتباهات شخصی شاه را عامل انقلاب عنوان کرده اند. حسین فردوست ، عباس قره باغی و پرویز راجی از مهمترین کارگزاران نویسنده خاطرات محسوب می شوند.

3/1- روزنامه نگارانه: یاداشت های روزانه میشل فوکو برای مجله معتبر فرانسوی نوول ابسرواتور، محمود طلوعی (داستان انقلاب) فهرستی از عوامل و دلیپ هیرو (ایران تحت قدرت آیه الله ها) تعارض بین فرهنگ سنتی و فرهنگ وارداتی غربی را دلیل می دانند.

4/1- خاطرات انقلابیون: خاصه به همت مرکز اسناد انقلاب اسلامی به وفور کتاب چاپ شده است

2. نگاره های علمی انقلاب: به طور کلی دو گروه در این دسته بندی می گنجند.

2/1- تحلیلگران آکادمیک: هر چند برخی بزرگان علوم اجتماعی چون کرین برینتون مصداقی نیز انقلاب ایران را تشریح کرده اند اما خصوصیت عمده بررسی های این دست ، آکادمیک بودن و تئوریک بودن محض است. تد رابرت گر محرومیت طبقه ای ، برینتون عدم پاسخ مناسب به بحران منجمله عدم اصلاحات راضی کننده و عدم استفاده موثر ار زور ، جانسون تاثیر افراد نامتوازن محروم شده از پیوندهای اجتماعی ، کورنهاوزر فروپاشی سازمان های اجتماعی-سیاسی پیوند دهنده مردم و نظام سیاسی ، هانتیگتون جابجایی و انزوای حاصل از توسعه و نوسازی شتابان و سریع تر از نهاد سازی ، جیمز دیویس عدم تطبیق انتظارات با داشته ها و . . . .

2/2- تحلیلگران موضوع گرا: اجمالا چهار دسته موضوعی و یک گروه فرا موضوعی قابل استحصال است.

2/2/1- فرهنگ محور: حامد الگار(ریشه های انقلاب اسلامی) ، آصف حسین (ایران اسلامی، انقلاب و ضد آن) سعید امیر ارجمند(عمامه به جای تاج) ، عمید زنجانی(انقلاب اسلامی و ریشه هایش) ، علی دوانی(نهضت صد ساله روحانیون) همگی عواملی چون ایدئوژیک شدن اسلام ، رهبری امام ، تشیع و سایر عوامل عمدتا مذهبی را عامل انقلاب دانسته اند.

2/2/2- اقتصاد محور: رابرت لونی(ریشه های اقتصادی انقلاب ایران) ، همایون کاتوزیان(اقتصاد سیاسی ایران) ، تدا اسکاچپول(دولت تحصیلدار و اسلام شیعی در انقلاب اسلامی) عمدتا با بررسی مدل توسعه شاه ، ترکیب استبداد نفتی و شبه تجدد را عامل مهم تحقق انقلاب دانسته اند

2/2/3- روانشناختی محور: مارین زونیس(شکست شاهانه) ،فرخ مشیری(دولت و انقلاب اجتماعی در ایران) مهم ترین اثار بررسی کننده روحیات و شخصیت های عوامل موثر در انقلاب به شمار می روند. این قبیل آثار تربیت و تصمیم گیری شخصی در بحران را عامل توفیق یا شکست می دانند.

2/2/4- سیاسی محور: اروند آبراهامیان(ایران بین دو انقلاب) فشار ناشی از سرعت تغییر و توسعه بر نظام اجتماعی مبتنی بر رهیافت کارکردگرایی ، چالز تیلی توان بسیج منابع از سوی مخالفان ، میثاق پارسا(ریشه های انقلاب ایران) حاکمیت دوگانه ناشی از تقویت گروه ها و ائتلاف های اجتماعی ، جرالد گرین سیاسی شدن مردم ناشی از توسعه و عدم وجود عرصه ای برای مشارکت ، سعید زیباکلام(مقدمه ای بر انقلاب اسلامی)استبداد و دیکتاتوری تاریخی حاکم بر ایران را عامل اصلی پیروزی انقلاب می دانند.

2/2/5- چند علتی: برخی صاحب نظران نیز چند علت را توامان موثر بر انقلاب می دانند. مایکل فیشر(ایران از اختلاف مذهبی تا انقلاب) ، نیکی آر کدی(ریشه های انقلاب ایران) ، فرد هالیدی(انقلاب ایران:توسعه نامتوازن،مردم گرایی مذهبی)

طبعا به لیست فوق صدها عنوان دیگر نیز می توان اضافه کرد که دانسته من و ظرفیت این کمینه اقتضا نمی کند. آنگونه که مشاهده می شود از زوایای بسیاری می توان انقلاب ایران را تحلیل کرد و تک بعدی نگریستن به تحولی شگرف چون انقلاب اسلامی داستان معروف مولوی در تجسم فیل در تاریکی را تداعی می کند که هر کسی از زعم و منظر خود توصیف واقعیت می کند!

---------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1. الوعده وفا. هر چند می دانم حوصله خواندش در عموم یافت نمی شود! شاید در فرصتی دیگر به تفصیل هر رهیافت را شرح دادم. شاید!

2. عمده ساختار و محتوای مطلب را از مقاله سرکار خانم دکتر حمیرا مشیرزاده وام گرفتم.

3. انگیزه نگارش را برگزاری کلاس های جمع خوانی یک کتاب جهت دار در حوزه انقلاب در یکی از سازمان های مردم نهاد ایجاد کرد. هرچند دغدغه مندی شان را قابل احترام دیدم اما یکسو نگرشی پر زیانی برای شان پیش بینی می کردم. خاصه اینکه فن علوم انسانی خوانی را در آنها ندیدم!

4. چون کلکسیون داران علاقه شدیدی به خرید کتاب های منتشره در حوزه انقلاب دارم. در سال های حاضر عمده آثار حول بازتاب های انقلاب اسلامی می چرخد که چون به تاثیرات ایران اسلامی می پردازد خود حلاوت دیگر دارد.

5. یکی از دلایلی که در دهه های اخیر ایران بیش از سایر جوامع مورد توجه تحلیل گران بوده است غیر قابل پیش بینی بودن تحولات و رفتارهای ایرانیان است. معمولا هیچ اندیشمند اجتماعی علاقه ای به بررسی ثبات و سکون ندارد و ایران در رفتارهای ساختارشکنانه در اول لیست بین المللی قرار دارد.باید منتظر ماند و دید تا کجا انرژی ماهوی انقلاب کشش ساختارشکنی دارد؟؟