خودی کشی؛ قربة الی الله!
نمی دانم بی تدبیری های نیروهای منتسب به انقلاب اسلامی تا کجا باید ادامه یابد! در طرد و تخریب و افشاگری، جسورانه و بی همتا عمل می کنند و در کادر سازی و چهره پروری با ترس و وسواس و احتیاط به میدان می آیند! گویی دنیا به کام شان است و همه چی آرومه!
نقد بسیار تند استاد کاربلد جناب محمدرضا سرشار که در سایت رجانیوز با تیتر "طعنه های جالب{!} سرشار به گلابدره ای و امیرخانی/از بایرامی مایوس شدم" کار شده بود حالم را گرفت. این نقد به بهانه بررسی کتاب "مردگان باغ سبز" محمدرضا بایرامی برگزار شده بود اما عملا به جلسه محاکمه بایرامی و جمعی دیگر تبدیل شد!
جناب سرشار و سایت فخیمه رجانیوز چنان از سر شکم سیری فرهنگی! بایرامی، امیرخانی و گلابدره ای را تحقیر کردند، گویی ما هزاران نویسنده متخصص انقلابی داریم که اگر چند تن از آنها هم رسوا شوند خیالی نباشد! واقعا سوالم از این آقایان این است که مگر چند امیرخانی و بایرامی و گلابدره ای دارد این انقلاب مظلوم؟؟! مگر این کشور چند رمان نویس متعهد دارد که رمانشان به چاپ چندم می رسد؟؟!
واقعا تلخ است! چندتا و نصفی آدم فرهنگی-ادبی داریم که هر کدام شان دیگران را نفی -و نه نقد- می کنند. شهریار زرشناس، امیرخانی را غیر انقلابی می داند. رضا امیرخانی از مجمدرضا سرشار بدش می آید. محمد رضا سرشار، بایرامی و امیرخانی را تحقیر می کند. گلابدره ای که به کل عالم بشریت بد و بیراه می گوید. لابد بایرامی هم شهریار زرشناس را قبول ندارد و همه اینها محسن مومنی را و محسن مومنی ایضا اینها را!
احتمالا" آقایان برای لبیک به سیاست خالص سازی سردمداران سیاست و نشان دادن جسارت خود در گذر از دیگر هم قطاران، "فی سبیل الله" و با نیت "قربة الی الله" همدیگر را زیر می گیرند! و این در حالی است که هماره در سیره بزرگان دین و روحانیت معظم می بینیم که ضمن حفظ اختلافات، در ملاء عام، شخصیت هم را پاس می داشتند!
گاه از خودزنی نیروهای انقلاب به چنان درماندگی می افتم که آرزو می کنم دوران سیاه اصلاحات برگردد تا لااقل همسنگران، دشمن واقعی را ببینند و اینگونه بیرحمانه رفیق اندکی متفاوت خود را قربانی نکنند!
بسم الله الرحمن الرحیم