احمدی نژاد آنگونه که من شناختم
تقدیم به ایمان عطارزاده عزیز که صادقانه ترین دفاع ها و نقد را دارد
اولین دیدار من* با دکتر احمدی نژاد به آبان سال 1380 بر می گردد. آن زمان شورای هماهنگی تازه شکل گرفته بود. من دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان بودم و دکتر، معاون مهندس باهنر در امور تشکیلات شورا بود. برای گله از یکی از نزدیکان ایشان، به اتاق کوچک 3 در 2 متر دکتر رفتم. از او که یک فرد تشکیلاتی بود* انتظار داشتم شرایط ما را درک کند اما احساس کردم هر چه می گویم زیاد برایش اهمیت ندارد! آخر هم وسط حرفم پرید و گفت: "{...} آدم ساده ای است زیاد به کارهاش حساس نباش. من و شما کارهای بزرگ تری داریم. نباید وقت مان را صرف این جور مسایل کنیم!" بعد هم قاطعانه چند سوال تشکیلاتی از من پرسید و {خلاصه} با بیان چشم انداز آرمانی کارها و یادآوری وظایف، ضربه فنی ام کرد! گویی از اول هم آمده بودم که بشنوم تا بگویم!
دومین جلسه در اسفند 83 جلوه کاملا متفاوتی داشت. هر چند باز هم اتاق نسبتا کوچک بود اما دکتر شهردار تهران شده بود و من با سه نفر از دوستان سابق دانشجو!*پیرامون انتخابات خدمت رسیدیم. ساعت 11 شب به ما وقت داده بود و تا نفر قبلی بیرون آمد 11:30 شد. جلسه تا ساعت یک بامداد طول کشید. هر چهار نفر ما بدون هماهنگی قبلی با تحلیل های از باب واقع گرایی حضور دکتر در انتخابات را غیر ضرور و حتی مضر عنوان کردیم! درخواست مان این بود که به تصمیمات جمعی شورای هماهنگی {هر آنچه باشد} احترام گذاشته شود. دکتر پس از خطبه مفصلی درباره اهمیت شورا و ذکر اینکه اساسنامه اش را خود نوشته اند تصریح کرد تابع خواهند بود! دکتر با اعتماد به نفسی عجیب ما را نصیحت می کرد نگاه مان را تغییر دهیم. گفت:"این اختلافات اصلا مهم نیست می گذرد! تا دو سال دیگر جهان تغییر می کند. خودتان را برای آن تغییر آماده کنید. ما باید آماده مدیریت جهان باشیم. تحلیل تان امام زمانی نیست. ..." البته به جد معتقد بود هاشمی رفسنجانی می آید و دایم با گوشه و کنایه هاشمی و تفکر پیرامونی او را نشانه می گرفت. از جلسه که بیرون آمدیم همه مبهوت به هم نگاه می کردیم و آنقدر آرمانی می اندیشید که تقریبا فضای تحلیلی اش را درک نمی کردیم. ولی لااقل فهمیدیم بدون شک نامزد می شود. اصلا به تصمیمات شورای هماهنگی تن نمی دهد. فقط هاشمی را رقیب خود می داند و گفتمانش هم کاملا متفاوت است.

پس از انتخاب دکتر به ریاست جمهور ایران بارها در جلسات خصوصی و عمومی سخنان او را شنیده ام. خصوصیات او تغییر نکرده است. با ایمان و آرمانگرا ، کم صبر و عملگرا ، پرکار و تنها. تابو و ساختارشکن ، پرانگیزه و شجاع ، پاک و بی غل و غش. اعتماد به نفس اش چنان بالاست که خیال بر می داردت با عالم غیب در ارتباط است. ساعت کاری اش آنقدر زیاد است تو گویی خستگی به او را ندارد. مردم و انقلاب دوستی اش شعاری نیست و از عمق وجودش برخواسته است. در عین بی ادعایی ، ادعاهای بسیار بزرگی دارد و اراده اش در حد فتح دنیاست. از هیچ قدرتی ترس به دل ندارد و عزت نفس ایرانی_اسلامی اش را در هر شرایطی پاس می دارد.
دکتر با تمام تلاش ها و دستاوردهایش ضعف هایی داشته و دارد. دکتر بعد از سال ها کار اجتماعی و سه سال ریاست بر کشور هنوز تنهاست. دکتر حتی یک نفر بدیل همسان خود ندارد که بتواند با ادبیات احمدی نژادی از او و سیاست هایش دفاع کند. طردها و جذب هایش قابل تحلیل نیست. شدیدا تمایل دارد دیگران را با خود هماهنگ کند. قاعده و ساختارشکنی هایش بدون توجه به کشش جامعه است و این تغییرات پیاپی آرامش روانی را از جامعه گرفته است. نتوانسته متناسب با اعتقادات خود ، سازمان یا ساختار تجمیع ، هماهنگ و توجیه سازی بدنه اجتماعی و نیروهای وفادار را ایجاد کند و نهایتا نتوانست همسان با گستراندن خدمات دولت، ادبیات گفتمانی ویژه دولت خود خلق کند.
اگر تاریخ باستان را با ابنیه و سازندگی یدی شان می شناسند تاریخ امروز را فرهنگ و تئوری های اجتماعی می سازد. چند سال دیگر جاده ها ، سدها ، کارخانه ها و هر ساخت وسازی جزء زندگی روزمره مردم می شود ترس این است که کار مداری احمدی نژاد و بی توجهی به تئوری سازی و پارادایم سازی گفتمانی، چه سال بعد و چه پنج سال بعد، باعث شود ارزش ها و دستاوردهایش به بوته فراموشی سپرده شود. انتخابات آتی ریاست جمهوری و شخص پیروز آن مهم است اما نه به اهمیت ماندگاری فرهنگ انقلابی و مردم گرای احمدی نژاد پس معتقدم در انتخابات آتی به جای تمرکز روی شخص باید تفکر کار بر اساس آرمان های انقلابی ترویج شود.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1. نوشتن از رییس جمهوری که مدافعان و مهاجمان اش کمتر در دایره اعتدال گام بر می دارند آن هم در آستانه انتخابات بسیار سخت است و برایم مثل روز روشن است که متن فوق آغازگر دردسرهای بسیاری خواهد شد.
2. قطعا به لیست ضعف ها و قوت ها فوق می توان ده ها مورد دیگر را اضافه کرد اما بی شک می پذیرید که ظرفیت یک مقاله وبلاگی بیش از این نیست.
3. متن فوق را به اصرار زایدالوصف دوست خوبم ایمان عطارزاده برای ویژه نامه "دولت نهم ، دستاوردها و ضعف ها" هفته نامه شان نوشتم.
4. * آشنایی من با دکتر احمدی نژاد از هفته نامه صبح آغاز شد. در ایام نوجوانی شیفته وار هفته نامه و بعدها ماه نامه صبح مهدی نصیری را می خواندم. همیشه تندترین مصاحبه های خبری اش از دکتر احمدی نژاد و البته دکتر الهام و خانم فاطمه رجبی بود.
5. * برخلاف مواضع ضد حزبی کنونی ، دکتر یکی از تشکیلاتی ترین نیروهای اصولگرایان بود. به جز عضویت مستقیم در جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و جامعه اسلامی مهندسین و چند تشکل کوچک دیگر، در شکل گیری شورای هماهنگی خاصه در استان ها نقشی جدی داشت.
6. * جمع چهار نفره ما غیر از من ، {دکتر} شهاب اسفندیاری ، مهندس محسن نبوی و {دکتر} ابراهیم شمشیری بود که البته مهندس زریبافان یار همیشه همراه دکتر نیز در جلسه حاضر بود.
7. می دانم زندگی زیباتر از این حرف هاست و سیاست تنها یکی از جلوه های جذابیت آن است اما فعلا فکرم جز این قدرت نوشتن ندارد. این ضعف را بر من ببخشایید. شاید روزی رفع شود شاید!


