غار نشيني مدرن
نمي خواهم چون منتقدان سياه بين ضد توسعه با شعار هاي گذشته گرا حس نوستالژيك تان را تحريك كنم و در فضاي غم و اشك پيام اخلاقي خودم را قالب كنم . گفتن جملاتي چون عصر پسا مدرن با تمام لوازم مخربش ، جامعه ما را در خود مي بلعد و غافلانه تن به قوانين ذاتي مدرنيته مي دهيم . . . . چه دردي از ما دوا مي كند. راه حل نه فرار از گذشته و شيفتگي ديگران است نه نفي ديگران و ماندن در گذشته! بايد بپذيريم هنوز به الگوي جامع زندگي ايراني انقلابي نرسيده ايم و در بطن زندگی، همراه جريان القایی جاری در دنیا، پیش مي رويم.
تا به حال از خود پرسيده ايد چرا جامعه مان روز به روز بيشتر به خمودگي و انزوا دچار مي شود؟؟ در دهكده پر جنب و جوش و سازمان يافته امروز غار نشين شده ايم و در غار تنهايي خود بانگ اناالحق سر ميدهيم!! چرا نمي توانيم سازمان يافته ارزش ها و ايده هاي حكومتي مان را پيش ببريم؟ اندیشه مان برای نسل آتی که خواه نا خواه دوست داریم آرمان ها و شعارهایمان را پیگیری کند چیست؟؟ من معتقدم جامعه اي كه نتواند ابزار مناسب پرورش نيروي انساني اش را خودخواسته تعريف كند، ديگران، فرزندان وطن را آنگونه كه ميخواهند مي سازند. اگر زماني انقلاب و زماني جنگ اين وظيفه را به عهده داشتند و نسل مطلوب خود را پرورش دادند، امروز چه پديده یا ارگان یا ابزاری اين وظيفه را به عهده دارد؟؟
من هيچ ابزاري را براي كادرسازي مناسب تر از تشكيلات نمي دانم. و از اين روست كه معتقدم امروز تشكيلات مقدس است. همان طور كه انقلاب و جنگ در دوره اي در راس توجهات بود و اثر تاريخي خود را گذاشت، امروزه بايد به تشكيلات نگاه جدي تري كرد. دغدغه مندی اجتماعی از هر جنسش که باشد خواه زیست محیطی یا هیاتی یا دانشجویی، سیاسی یا هنری . . . نسل آگاه و فهمیده تری بار می اورد. شك ندارم كه نسل اينده انقلاب از دل همين نيمچه تشكل هاي موجود بيرون مي ايد. در اين باره آن قدر مي نويسم تا لااقل خودم باور كنم كه تشكيلات مقدس است.


