نود منهای عادل=صفر
تقدیم به عادل خان فردوسی پور که با تمام دردسرهایش دوستش دارم
بدنم درد می کند! از دی شب حس بد و بیراه دارم . هر چه می خواستم بگویم در عمده وبلاگ ها به شدت و حدت بیشتر یافت می شود. معترفم به عنوان یک استقلالی دو آتشه از معتادهای نود هستم (و شاید زین پس باید بگویم بودم) یاد ندارم دوشنبه ای را که بدون شنیدن آرم پایانی نود خوابیده باشم. . . نود دیشب در حد ۱۴-۱۵ هم نبود. اصولا نود نبود.
ناراحتم کمتر از باب تعطیلی آن نود ، بیشتر از اینکه چطور یک ساده اندیش متعصب می تواند برای کشور حاشیه سازی کند. چطور به سادگی و بر اثر خود شیفتگی یک تندخو متوهم، هزاران اتهام ناروا نصیب نظام می شود. کسانی که درک فهم ارزش افکار عمومی را ندارند و ارضای تمایلات شان با چکش انجام می شود.
از زمانی که قاضی مرتضوی دیکتاتور مابانه رسانه ها را به عدم چاپ جوابیه های دکتر زاکانی در مورد دانشگاه آزاد تهدید کرد دریافتم که گاه قدرت چقدر می تواند فسادآور و حتی کثیف باشد و حال نیز چهره سیاه دیگری از قدرت "خود-حق" را دیدم. دریافتم فقط ترسو ها و بی مایه ها هستند که پشت قدرت سنگر می گیرند.
بدنم درد می کند. نود خون ام کم شده است. حس تماشاگرنمایی دارم!
---------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
۱. خیلی تلاش کردم کمتر بد و بیراه بگویم!! از تمام خانواده ها ، کودک ها و بانوان محترمه پوزش می خواهم. . . .انشاالله تکرار نمی شود
۲. اصغر پورمحمدی مدیر شبکه سه را به خوبی می شناسم. به طرز افراطی پشتیبان مدیران و تولید کننده هایش است. غد و یک دنده و به معنی واقعی مدیر است. نمی دانم برنامه دیشب نود نشان از فشار وحشتناک بیرونی بوده یا تدبیر او برای آرام کردن فضا و بعد دوباره نود. بیشتر دوست دارم منتظر انتقام! اصغر آقا پورمحمدی باشم.


