خوشی و خشکی
تقدیم به محمدباقر نصیری که بهانه سفر به شیراز را با گم کردن شناسنامه ام فراهم کرد!
شاید شما هم چون مولوی در شهرتان با چراغ همی بگردید دورشهر و انسان اصیل تان آرزو باشد. شاید شما هم به روند یکسان شدن فرهنگ ها و هویت ها معترضید! اما اگر با کمی ریزبینی به بطن محله ها و اطرافیان بنگرید می بینید هنوز هم به نوعی از فضای پیرامونی و جو غالب فرهنگی-هویتی متاثرند.این متن تلاشی است سطحی برای باز تعریف روحیات دو شهری که مدیون آنها هستم.
اهل شیرازم . روزگارم بد نیست. خانه ای دارم در قم. تکه کاری در تهران . . . . به نوعی دچار تابعیت دوگانه یا مضاعف ام*. با اصالت و شناسنامه ای شیرازی در قم بزرگ شدم. با اینکه از سه سالگی به قم هجرت کردیم و در این شهر احساس آرامش می کنم اما شیراز را به جد دوست دارم. هر شهر هویت و فرهنگ کاملا متفاوتی دارد و من از فرهنگ و هویت هر دو شهر متاثرم. در این کوتاه به گوشه ای از روحیات متعارض قمی ها و شیزاری ها می پردازم. طبیعی است که خلق عمومی با خلق شخصی می تواند متفاوت باشد. . . . .
اصالت لذت: شیراز مردمانی با طبع مهربان ، آرام ، خوشگذران و باصفا دارد. از حداقل امکانات یا فرصت برای بردن حداکثر لذت بهره می برند. خواب تا آخرین زمان ممکن! در صبح ها و شب نشینی توی خون شان است. در شیراز این فرصت به شما داده می شود که از ساعت ۴ صبح تا ۱۲ شب توی صف باشید! ۴ صبح در صف آش ، حلیم و حلوا . مابقی در صف معمول بروکراتیک مملکت! و تا ۱۲ شب در صف بستنی و فالوده! نفرمایید این مورد با خواب صبحگاهی تناقض دارد که لذت خوردن آن آش جبرانش می کند. شیرازی ها اهل زجر کشیدن! یا اضطراب برای توسعه ، رشد و پیشرفت نیستند! سعی می کنند از همانی که هستند بهترین بسازند. اصلا آدم های طماع و حریصی نیستند و برعکس دست و دل باز و میهمان نوازند. اصولا با دیگران خیلی بهترند تا با خودشان. بسیار خانواده دوست اند و راحت با مرگ نزدیکان کنار می آیند! بیش از حد اهل تعارف و زبان بازی اند. آنقدر قصه و جک و غیبت و شایعه توی چنته دارند که هیچ وقت از بودن با آنها خسته نشوی. خدا نکند بخواهند کسی را دست بیندازند، بیچاره اش می کنند. سخت می شود فهمید معذب اند یا از تو خوش شان نمی آید چرا که عقاید و روحیات شان را در لایه ای از تعارف و محافظه کاری مخفی می کنند. بدترین حجاب های ایران را در شیراز می توان دید. استان فارس روی کاکل گردشگری و کشاورزی می گردد. و {لابد} چون سخت است کمتر صنعتی را به استان می پذیرند! کلا خوش اند.
اصالت هیجان: قمی ها مردمانی جدی ، جسور ، عملگرا و بامرام هستند. آنها به زندگی در شرایط سخت و بدون تنوع عادت کرده اند. تیز ، زبل و شجاع بودن و نمایش آنها در قم یک ارزش است. سعی می کنند برتری و اول بودن خودشان را به رخ دیگران بکشانند. عجیب هیجان طلب و غد و یک دنده اند. تا سر حد مرگ هم که شده روی نظرشان پافشاری می کنند. خیلی زود جوش می آورند و سر نترسی دارند و دعوا جزء عادی محله هاشان است. زبان تند و تیزی دارند و خدا نکند از کسی خوش شان نیاید صریح به زبان می آورند. بسیاری از الفاظ! که در شهرهای دیگر فحش است اینجا عرفا پذیرفته شده است. در قم کمتر کسی است که موتور سواری بلد نباشد و بسیاری از آنها موتور دارند. برای رفیق از جان مایه می گذارند حتی اگر در توان شان نباشد. آدم های راحتی اند و زیاد اهل کلاس و تیپ رسمی نیستند. نظم گریزند. در کار جدی، عملگرا و کم صبر اند و تفریحات شان محدود یا معدود است. به اموات عشق می ورزند و فراموش شان نمی کنند. و تا حدودی می توان گفت به اموات بیش از زنده ها احترام می گذارند. حرمت دین و اهل دین را به شایستگی رعایت می کنند. معدودند افرادی که تظاهر به غیردینی بودن کنند اما آنها هم ذاتا آدم های دینداری اند. در قم بارگاه مقدس حضرت معصومه و جمکران نعمت بزرگ و آرامش بخشی است. کلا خشک اند.
در این میان من چه شده ام ، بماند!!
-----------------------------------------------------------------
*:"تابعیت مضاعف" یا "دوگانه" اصطلاحی است در علم روابط بین الملل که به اشخاص دارای تابعیت دو کشور اطلاق می شود. به تعبیر ساده کسانی که دو شناسنامه یا دو گذرنامه از دو کشور دارند تحت قانون های پیچیده تابعیت مضاعف در می آیند. ایران جزء کشورهایی است که تابعیت مضاعف را به رسمیت نمی شناسد و کسانی که به تابعیت کشوری دیگر غیر از ایران در بیایند از برخی حقوق چون سیاسی محروم می شوند.


