شطرنج باز
تقدیم به دكتر حسین ربانی ، استادی که در بی وفایی بي همتا است
رفقا می دانند زیاد با عنوان شطرنج باز مشکلی ندارم. شطرنج را مدلی از زندگی می دانم. اگر فکر نکنی رقیب قطعا برات تصمیم می گیرند. اگر خوب فکر کنی احتمالا می توانی پیروز باشی! تنها فرق من و دوستان این است که من می گویم و آنها عملا بازی می کنند. بخوانید:
ماجرا از اوایل سال 80 شروع شد. از شدت اختلافات در شورای مرکزی، همه چیز قفل شده بود . دکتر جعفری با كل بانوان شورا استعفا داده بودند. مراودات سياسي و سلوكي احسان قاضي زاده به عنوان دبير كل، صداي خيلي ها را در آورده بود. محسن نبوي و {دكتر}شهاب اسفندياري دوباره تمام قد در برابر هم قرار گرفته بودند. شهاب مديريت طيف دبير كل را به عهده داشت و محسن يك تنه ليدر طيف مخالف بود. شهید مغفور شاهینی از دبیر اجرایی كنار نمي رفت و با توجه به جناح بندی های درون شورا استیضاحش رای نمی آورد. هر بار یک جناح شورا می خواست عزلش کند جناح دیگر از سر لج بازی رای نمی داد. موسوي مواضعش قابل پيش بيني نبود و حسين كه پيشتر در محيط هاي استريل كار كرده بود ، خسته و نااميد با قهر از شورا ، زمزمه هايي مبني بر استعفا مي داد. واقعيت اين بود كه بزرگترهاي! شورا حسين را به بازي نمي گرفتند . حسين هم نمي خواست به قواعد كشمكش هاي شورا تن دهد.و اين كار را غير اخلاقي مي دانست!
اردوي كمرشكن ده روزه مشهد ما را به هم نزديك تر كرد. اصل بار اردو روي دوش سيد مهدي باقريان و حسين رباني بود. در آنجا بود كه تصميم گرفتيم جلساتي براي برون رفت از اين وضعيت داشته باشيم. جلسات مان محرمانه يا در دفتر علوم پزشكي بود يا در پارك لاله. و حضار باقريان ، رباني ، حسين خادم حسيني و من . هميشه قرار بود ميثم نيلي و حامد يزديان هم بيايند . ميثم فقط دوبار آن هم موقع نماز آمد. نماز خواند. دعايي كرد و رفت. حامد هم چند باري آمد و با تريپ منفي بافي معتقد بود كه نمي شود. نمي توانيد.

از اينجا بود كه مدل حركت شطرنجي پي ريزي شد. تقريبا مي شود گفت روي تمام امكانات ، فرصت ها و اشخاصي كه مي توانستند در رساندن به اهداف ياريگر ما باشند طراحي كرديم. انصافا نیت هامان را صاف کردیم. از خدا کمک خواستیم و با برنامه دقیق پیش رفتیم. شايد در فرصتي ديگر روش هاي شبه كودتاي خزنده و آرام را تشريح كردم اما در اين مختصر به همين بسنده مي كنم كه در برنامه ريزي مان دو هدف كوتاه مدت و بلند مدت را پيش بيني كرديم . هدف اول اصلاح اساسنامه. هدف دوم اصلاح رويكرد عملي شوراي مركزي.
با فراگير كردن گفتمان اصلاح اساسنامه ، ايجاد فشار از بدنه و توجيه اعضاي شورا با رويكرد همراه كردن خنثي ها و خنثي كردن مخالفين در عرض شش ماه از اقلیت مطلق یک نفر در شورا به تمام خیالات رسیدیم. كنگره اضطراري اصلاح اساسنامه تشکیل شد و اساسنامه جز در یکی دو بند عین خواسته ها تغییر یافت. حسین ربانی دبیر کل شد . سید مهدی باقریان دبیر اجرایی. و یک سال بعد ۹ نفر شورای مرکزی همگون و متحد با رویکرد و انرژی کاملا متفاوت شکل گرفت. نسل جدید کم تجربه بود و با انگیزه. و این آغازی بود بر دوران جدید جامعه اسلامی دانشجویان.
خواستیم ، توکل ، فکر و تلاش کردیم ، شد.
پی نوشت: ---------------------------------------
۱) طبعا رفقا می پذیرند روایت فوق از زاویه دید خودم باشد . و معترفم چه بسیار وقایع اند که از چشم تیز بین من مخفی مانده است!
۲) داریوش شاهینی با خبرنگاران در هواپیمای سی۱۳۰ به جمع شهدا پیوست. شادی روحش صلوات


