تبليغاتX
سه الف - توفان و سیاست {

توفان و سیاست

کاش توفان آیک در کشوری که به واسطه ظلم و کفر و فساد از آن متنفرم رخ نداده بود تا در طرح مطلب راحت تر بودم. . . . . . . . . . .  داستان زیر بهانه ای است برای طرح دغدغه ای دیرین.                 لطفا روی  اسامی حساسیت ایدئولوژیک نداشته باشید.

سال ۱۳۸۸ . اردیبهشت ماه. دو ماه مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری. حجه الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی و دکتر محمود احمدی نژاد تمام قد در برابر هم قرار گرفته اند. دو جناح عمده کشور با تمام امکانات ظاهری ، غیبی، داخلی و خارجی خود مشغول تخریب رقیب اند. ناگهان صدا و سیما برنامه های خود را قطع میکند و با پخش ترانه های کمیته امدادی اعلام میکند توفان سهمگین آیک به سواحل سیستان و بلوچستان رسیده است. و خسارت های زیادی به مردم وارد کرده است.

دولت به ریاست احمدی نژاد تشکیل جلسه اضطراری می دهد.       خاتمی ستاد انتخاباتی خود را به حالت نیمه تتعطیل در می اورد.       احمدی نژاد یک هفته عزای عمومی و سه روز تعطیل رسمی اعلام می کند.      خاتمی: گفتمان دولت در جلوگیری از وقوع توفان ناتوان بوده است.        احمدی نژاد: اگر دولت های گذشته به وظایف خود عمل می کردند آمریکا نمی توانست توفان خود را به سمت ما بفرستد.        خاتمی با لباس مبدل از مناطق سیل زده بازدید می کند.       احمدی نژاد جلسه هیات دولت را در سیستان و بلوچستان تشکیل داد.          خاتمی در جمع بچه های یتیم سخنرانی می کند.         احمدی نژاد با حضور در جمع چادر نشینان سخنان آنها را می شنود.         خاتمی: نمی گذارند به سیل زدگان کمک شود.        احمدی نژاد: سیل زدگان بدانند دست هایی در کار است.          خاتمی: سیستان اشک من را در اورد         احمدی نژاد: سیستان قلب تپنده ایران است.          خاتمی ، احمدی نژاد را به پوپولیسم و فریب مردم متهم می کند.         احمدی نژاد ، خاتمی را به سوء استفاده تبلیغاتی از توفان متهم  میکند. . . . . . .      سیستان را یک ماهه از نو می سازیم. 

برای هر عملی دلیلی است. چرا توفان هولناک کاترینا یا همین آیک متناسب با حجم وحشت آفرینی و تخریبی که ایجاد  کرد در رسانه ها بازخور نداشت؟؟  شاید جواب این باشد که تمرکز شدید رسانه ها و سیاسیون به پدیده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مانع از نگاه انسان دوستانه شان به مردم آسیب دیده شده است. پس چرا تیم تبلیغاتی اوباما از این حربه بی توجهی دولت بوش به مردم کارولینا بهره نمی برد؟  چرا بوش یا مک کین ژست های هم نوع دوستی شان را به تصویر نمی کشد؟؟

یکی از تفاوت های ما و غرب این است که آنها تمام عرصه های زندگی را در نهایت افراط تفکیک کرده اند. شور و احساسات یک حریم و عقل و سیاست هم یک حریم دارد. احتمالا امریکاییان معتقدند یک واقعه طبیعی بدون نقش آفرینی انسان رخ داده است دلیل ندارد تمام زوایای یک کشور درگیر موج احساسی  آن شوند. و یا اینکه مسایل شخصی هر کس به خودش ربط دارد و دولت هم وظیفه دارد حسب امکانات به مصدومان کمک کند. کمک کرد، کرد. نکرد لابد نمی توانسته است!  در برابر این افراط آزار دهنده ، تفریط ما هم بد است. تفاوتی بین عرصه سیاست ورزی و احساس پراکنی وجود ندارد. و همگان تلاش دارند از احساسات برای قدرت افزایی بهره ببرند. هنوز فراموش نکرده ایم شعارهای سردارانه و نمازجمعه ای هاشمی را ،  گریه خاتمی را در هنگام کاندیداتوری دور دوم و کارنوال های هیاتی این دولت را به سرپرستی حاج منصور و حاج سعید .

هرچند می دانم در کشور ما هر چه احساسات گرا تر باشی در عرصه سیاست موفق تری اما به جد معتقدم باید تلاش کنیم اندکی عرصه سیاست را به تعقل و اندیشه ورزی نزدیک تر کنیم!!

تکمله:

۱) اعتراف می کنم خودم هم در عهد جهالت صغرا، برای رای آوردن در کنگره جامعه، پس از معرفی با یک جمله طنزآمیز و احساسات برانگیز عواطف را تحریک کردم و رای خوبی هم آوردم.

۲) طیب رنجبران وقتی موضوع مطلب را فهمید اینگونه افاضه کرد. اینجا چون همه چیز دولتی است، دولت می تواند به راحتی احساسات را مدیریت و جهت بدهد. اما در غرب به دلیل تنوع عرضه خصوصی شده ، موج آفرینی متمرکز و هدایت شونده به سهولت امکان پذیر نیست. این یعنی احساسات دولتی!! 

۳) بدترین خاطره ام از موج آفرینی احساسی حکومتی به سقوط هواپیمای خبرنگاران بود. هرچند تمامی شهدای خبرنگار، عزیز و دوست داشتنی بودند و حتی با ۵ نفر از آنان مراوده دوستانه داشتم، ولی ایا صدا و سیما اجازه داشت اینگونه مردم را به عزا بنشاند؟؟ چرا برای آرامش عمومی جامعه ارزش قایل نمی شویم. طبیعتا در چنین روند هیجانی نمی توان انتظار تقویت عقلانیت در سیاست را داشت.

نوشته شده توسط مجدالدين در 19:23 سه شنبه 26 شهریور1387 • لینک دائم مطلب