تبليغاتX
سه الف - آرزومندیم و بس! {

آرزومندیم و بس!

تقدیم به دوست باتجربه و باصفا آقا جعفر شاکر

به مناسبت هفته تربیت بدنی از ما دعوت شد برای مسابقه والیبال بین ادارات تیم بدهیم. روز بازی تازه معلوم شد با چه نفراتی قرار است به مسابقه برویم! میزبان سازمان انرژی اتمی بود و سالنی داشتند به غایت زیبا، نوساز و بسیار شیک و تمیز!

با مجمع تشخیص مصلحت بازی داشتیم. آنقدر از بازی هم شناخت نداشتیم که بر اساس قد! و حدس از کیفیت بازی! در زمین ایستادیم!! با خراب شدن هر توپ بچه ها سر هم داد و قال می کردند. . . . خلاصه بازی را باختیم! آنقدر سر هم غر زدیم که با اعصابی خراب برگشتیم.

حسین می گوید: این خرابی اعصاب به خاطر وضع تهرانه! توی تهران به خاطر هوا و ترافیک و سبک زندگی همه عصبی اند. . . حرف حسین بخشی از واقعیت است.

بازی دوم مان با سازمان محیط زیست بود. تا بازیکنان تیم مقابل را دیدم گفتم امروز بازی را می بریم! قدهای کوتاه و شکم های بر آمده عرفی در ادارات دولتی!!. . . .خلاصه بازی را بردیم. توی بازی خیلی تلاش داشتند خونسرد باشند ولی بعد بازی از شرمندگی هم در آمدند!

 آرزوی دیروز ما و امروز محیط زیستی ها پیروزی بود بدون توجه به قابلیت ها و تلاش ها! 

آرزوگرایی در سایر جنبه های زندگی مان هم مستتر است. در سیاست یهوووووو از کنج عزلت بیرون می آییم و می خواهیم همه کنار بکشند تا ما به آرزوی مان در کسب قدرت برسیم. در اقتصاد می خواهیم با کمترین تلاش و سرمایه گذاری یک شبه میلیاردر شویم! در فضای اجتماعی آرزو می کنیم همه خوب شوند و بدون توجه به اینکه خودمان با نظم و امنیت و اخلاق و . . . چه می کنیم!

هر وقت هم می بازیم تقصیر دیگری است!! . . . . .

حاشیه برابر متن:------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن.م۱: سازمان انرژی اتمی را فراتر از یک سازمان اداری دیدم. تعداد پرسنل و وسعت نامحسوس! فضا و امکانات شان جالب بود. البته همه شان قیافه هاشون کاملا طبیعی و معمولی بود!!

پ.ن.م۲: عکس های بازی ها بعدا رونمایی می شود!

پ.ن.م۳: یکی از بچه ها می گفت عصبی بودن بچه ها به خاطر باخت به مجمع تشخیص مصلحت بود!!!

پ.ن.مناسبت:   بانو! قسم به پنجره های ضریح تو          این آستان توست که باب الرضای ماست  میلاد پر خیر و برکت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها  بر تمام شیعیان مبارک باد.

پ.ن.تفال: گر چه بی سامان نماید کار ما سهلش مبین       کاندر این کشور گدایی رشک سلطانی بود

               نیکنامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار          خود پسندی جان من برهان نادانی بود

بعضی وقت ها این تفال ها عجیب می زند توی خال!!

نوشته شده توسط مجدالدين در 20:26 دوشنبه 27 مهر1388 • لینک دائم مطلب