فوتبال به جای سیاست!
تقدیم به خلبان مهریزی که ما را سالم به مقصد رساند!
از من پرسید: آقا ببین روی بال هواپیما نشستیم؟؟
حدودا ۳۰ ساله بود. از لهجه اش معلوم بود مشهدیه! گفتم: آره! روی بالیم!
مشهدی: واااای!! اینجا خیلی می لرزه!
من: شنیده بودم کنار موتور هواپیما صدا آزاردهنده است! نشنیده بودم روی بال بیشتر می لرزه!؟
مشدی: نه آقا! حالا صبر کن! ببین! اگه به حرف من نرسیدی!
هواپیما تیک آف کرد. هواپیما تکان می خورد و اوج می گرفت!
مشدی: دیدی گفتم اینجا بیشتر می لرزه!
من: خب الان همه هواپیما داره می لرزه!
مشدی: نووچ! اینجا بیشتر می لرزه!

روزنامه می خوندم که گفت: از وقتی دود رو ترک کردم خیلی گشنه ام می شه! خدا کنه زودتر پذیرایی رو بیارن!
من: عجب! پس ترک دود باعث افزایش اشتها میشه!! حالا چی می کشیدی؟! مشدی: از بس با این مداح ها می پریدم دودی شدم! همه چیز می کشیدم! از وقتی رفتم مکه ترک کردم. آقا! مداح ها اگه نکشن نمی تونن بخونن!! حتی حاج . . . هم می کشه! اهل هیات هستی؟؟
من: هیاتی نیستم ولی بالاخره توی مناسبت ها پای منبر می شینم.
مشدی: جوون ها به جای اینکه مراجع تقلید الگو شون باشه این مداح ها الگو شونه! نمی شه حکومت یک جوری این مداح ها را بسازه که چرت و پرت نگن و به نفع مراجع حرف بزنن!!
من: مگه می شه؟؟
مشدی: چرا نشه! ولی کی توی این مملکت به فکر مردم هست! همه مسولین بی دغدغه اند! همین رهبری یا رییس جمهور!! تو فکر می کنی دغدغه مشکلات مردم رو دارن؟؟
من: بله دارن!
مشدی: ههه! یعنی رهبری مشکل اجاره خونه داره؟ یا می شه توی خونه رییس جمهور برنج نباشه؟ اینها که برنج، روغن، خونه، همه چیز دارن دیگه دغدغه مردم رو ندارن!
من: رهبر و رییس جمهور باید ساده زیست باشن! بچه هاشون باید ساده زیست باشن که هستن! اصلا شما چهارتا پسر رهبر رو اگه ببینین می شناسین؟ مثل مردم عادی دارن توی قم و تهران زندگی می کنن!
مشدی: یعنی می گی اونها هم اجاره خونه شون دیر میشه؟؟ توی حکومت علوی مسولین باید مثل طبقه پایین مردم زندگی کنند. امام خوب بود که توی خونه اجاره ای زندگی می کرد!!
برایش خاطره ای از زندگی زاهدانه فرزندان رهبری به نقل از آقای حاج علی اکبری که معلم بچه های رهبری بوده نقل کردم.
مشدی: من که مخلص رهبری هم هستم ولی این ساده زیستی چه فایده داره وقتی قدرت نباشه؟!!
من: پس کی قدرت داره؟!
مشدی: هاشمی رفسنجانی! پول و قدرت دست هاشمیه! شما که نمی دونین چطور با قدرتش همه کشور های خارجی و پولدارها را راضی کرده به دولت رو کمک نکنن!
من: دوره هاشمی گذشته! دیگه کلاهش پشم نداره!
مشدی: مملکت یکی مثل هاشمی می خواد! یک دیکتاتور!
من: مخالف های احمدی نژاد هم که می گن او یک دیکتاتوره! پس از نظر شما احمدی نژاد باید خوب باشه!!
مشدی: احمدی نژاد آدم خوبیه ولی با پول و قدرت بزرگ نشده برای همین هر روز اوضاع رو بدتر می کنه!! ولی هاشمی می دونه با قدرت و پول چطور برای مردم کار کنه. تا قدرت و پول هم نباشه کار کردن کشکه!!
می خندم و خودم را مشغول دیدن تهران بزرگ از هواپیما می کنم.
مشدی: حالا بخند! بعدها به حرف من می رسی!
من: آخه خودت متوجه هستی چقدر متناقض حرف می زنی! اول می گی توی جامعه علوی مسولین باید گشنه باشند تا درد مردم رو بفهمن! حالا می گی تا در رفاه نباشن نمی تونن برای مردم کار کنند. برادر خوب! همین طوری حرف زدن کار خوبی نیست!!
اصلا خودش رو نشکست! با اعتماد به نفس گفت: اولا که من خودم اهل عمل ام. من یک زمانی عضو فعال انصار حزب الله بودم و دایم با ده نمکی بودم. دوما هم من کلا طرفدار پولدارهای منصف هستم!
از شدت حرص خندیدم! هواپیما روی باند نشست. موبایلش رو روشن کرد. برایش پیامک آمد. بلند پیامش را خواند: صدرنشینی استقلال قهرمان مبارک باد.
من: اااا! پس استقلالی هستی؟
مشدی: نه! پرسپولیسی ام! استقلال که تیم شاهی هاست!
باز هم می خندم! گفتم: کاش همون اول سفر این پیام برات اومده بود تا با این بحث های الکی خسته نمی شدیم! لااقل کل کل فوتبالی می کردیم!
مشدی: دیگه ببخشید! همین طوری یه حرف هایی زدم که یک جوری سفر بگذره!
من: بگذریم! حالا تیم بی صاحب تون چندم جدوله؟
مشدی: تیم مون هر جای جدول میخواد باشه دوستش داریم!
با بعضی ها بحث های فوتبالی مفید تر از بحث های سیاسی است. به اعصاب تان فشار نیاورید!!


