خداحافظ مرد خدا
تقدیم به حجه الاسلام و المسلمین حاج علی اکبری
سه سال پیش در جمعی از به هم ریختگی وضع سازمان گله می کردم و می گفتم نمی دانم رییس چطور می خواهد این وضع را سامان دهد؟! یکی از دوستان گفت: رییس تان مرد با خدایی است. مطمئن باش خدا مردانش را کمک می کند!
چهارشنبه در جمع مدیران چنان قاطعانه از برنامه های آتی اش سخن گفت و خود را شایسته ترین فرد برای تصدی این جایگاه دانست که همه گفتند قول چهار سال بعد را گرفته است! تحلیل مفصل و دفاع جانانه ای هم از دولت نهم و شخص رییس جمهور کرد. پنج شنبه ضمن تقدیر از خدماتش فرد دیگری به جایش منصوب شد! دوستی می گفت: فکر می کنی هنوز هم مثل قبل چهره اش خندان است؟ و از دولت حمایت می کند؟؟
جوابش را با تردید دادم. آنقدر در این سال ها افراد پس از برکناری یا تغییرشان حاشیه ساز و پشت پرده گو شده اند که نمی توانستم ـ برای مردی که آرزوهای بزرگ برای سازمانش داشت ـ قاطعانه پیش بینی رفتار کنم!
یک شنبه جلسه گذاشت. من نیز چون سایرین منتظر واکنش رییس سابق به تغییر بودم. پس از حمد و ثنای خدا به سپاس از شخص رییس جمهور بابت فرصت خدمت پرداخت و خدا را گواه گرفت که اکنون ذره ای از ارادت و اعتقادش به دکتر احمدی نژاد کم نشده است. او گفت تا دیروز وظیفه ای بر دوش من بوده و اکنون تنها تغییری که در من ایجاد شده آرامش قلبی بابت برداشته شدن بار مسولیت است. دقایقی را هم به تمجید از فرد جایگزین خود کرد.
نه تنها لبخند از لبانش محو نشده بود که صبوری و طمئنینه همیشگی اش به شور و انرژی مبدل شده بود. گویی حکم و وظیفه تازه ای برایش صادر شده است. راضی راضی بود و ما را سفارش کرد به همکاری با رییس جدید و گفت حتی اگر از من هم کمک بخواهد بی شائبه کمکش خواهم کرد.
چقدر وقت بود وظیفه مداری را در عمل ندیده بودم. این رفتار خاصه پس از مجادلات آزاردهنده سیاسیون بر سر کرسی ریاست جمهوری شیرینی مضاعف داشت. از او تشکر کردم نه فقط به خاطر درس های اخلاقی که در این چند سال از او آموخته بودم بلکه بیشتر به خاطر این رفتار پسندیده اش! او در این امتحان نیز سربلند شد.
پی نوشت برابر اصل:----------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: نوشتن غیر تسلط نگارشی دل و دماغ هم می خواهد. این چند وقت چنان متحیر در رفتار نخبگان و بزرگان کشورم که می خواستم مدت ها چیزی ننویسم. آن از هاشمی و خطبه های دشمن شاد کن اش و آن از احمدی نژاد و انتصاب معاون اول دشمن شاد کن اش!! اگر نبود ماجرای فوق، تا مدت ها از نوشتن و حتی فکر کردن! استعفا می دادم!!
پ.ن.م۲: خدا حفظ کند رهبری عزیز را که در تمام تلاطم ها برای ما سکینه و اطمینان ایجاد می کنند. امروز فرمودند در آن دنیا حتی بابت سکوت ها هم مواخذه مان می کنند اگر درست وظیفه خود را تشخیص ندهیم. خدا به همه مان رحم کند.
پ.ن.م۳: کاش فراموش نمی کردیم کسب قدرت شادی ندارد و عزل از قدرت نیز اندوه ندارد. همه فرصتی است برای خدمت به خلق! و شاید اگر به پاسخگویی در قبال قدرت می اندیشیدیم از کسب قدرت نگران تر بودیم تا نداشتن قدرت!
پ.ن.م۴: خدایا حب قدرت را در دل ما ریشه کن بفرما!
پ.ن.م۵: خدا قسمت کنه دسته جمع همچین ایامی از این جور رییس های سابق!
پ.ن.پیام کوتاه: می دونستی یادت از خودت مهربون تر و وفادارتره؟!! چون یادت هیچ وقت من رو تنها نمی ذاره!
پ.ن. مناسبت: عید پیوستن به نور و رهایی از ظلمت، مبعث خاتم پیامبران، آن رسول کرامت و مودت، حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله را تبریک عرض می کنم.
پ.ن.تفال: ما شبی دست بر آریم و دعایی بکنیم غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
مدد از خاطر رندان طلب ای دل، ور نه کار صعب است مبادا که خطایی بکنیم
دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست تا به قول و غزلش ساز و نوایی بکنیم


