فعلا یک هوس و دیگر هیچ
چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده است. یادش بخیر زمانی را که دیوانه وار می نوشتم. کم که می اوردم جک می نوشتم. مردم را دست می انداختم! اما حالا ۲ ساله که فقط امضا میکنم!! مثل حرکت مترو یک نواخت و تکراری. اوج تنوعم هم شده سوار و پیاده شدن یه عده جدید!!
دوستان زیادی اصرار داشتند تا به جرگه علافان! عرصه وبلاگ بپیوندم. ولی حسش نبود. اخه میدونی ادم باید اصالتش رو همه جا حفظ کنه. چطور میشه یه شیرازی اصیل بود و کار هم کرد!!
...اما بالاخره اب قم هم بی تاثیر نیست. غیرتم یهو به جوش امد! با خودم گفتم چطور میشه دوست و برادر شاس میخ و عزیزم حضرت اقای ....... وبلاگ داشته باشه و من هیچی به هیچی.
واقعا هیچ انگیزه و هدفی از راه اندازی وبلاگ ندارم. فقط می خوام بهانه ای باشه برای نوشتن و خوانده شدن!
اگه مردیم و وبلاگ نداشتیم اون وقت اون دنیا چی جواب خدا رو بدم!!
بالاخره اینم یه هوسه!


