کار هر کس هست وبلاگ داشتن؟؟
تقدیم به امین حسینی اطهر باصفا که دوست دارد وبلاگ داشته باشد
در کمال تحیر و تعجب مستحضر شدم دوست پرانرژی و با وفا آقا رضا حاجی زاده بنای وبلاگ داری دارد! هر چند با اراده و انگیزه سرشاری که از او سراغ دارم، موفقیتش را محتمل می دانم اما از آنجا که وبلاگ داری را خارج از روحیه و حوصله اش می دانستم، جهت اتمام حجت و رعایت حق نان و نمک توصیه هایی به او داشتم. گفتم شاید به کار شما هم بیاید. کمک کنید این توصیه ها را جهت بهره برداری کاربران تازه کار تکمیل کنم.
1. کار وبلاگ داری رو جدی بگیر و آن را جزو دغدغه های روزانه ات قرار بده.
2. سعی کن توی نوشته هات خودت باشی تا مخاطب باورت کند.
3. از آنچه می بینی و میدانی بنویس تا آنچه حدس می زنی یا احساس می کنی.
4. منظم و دایم بنویس.
5. تلاش کن به هر نحو ممکن با دیگر وبلاگ ها متفاوت باشی.
6. از این به بعد به تمام وقایع پیرامونت به عنوان یک وبلاگ نویس نگاه کن.
7. سعی کن به یک نظم و ثبات ادبیاتی و تحلیلی برسی.
8. برای پیدا کردن مشتری بیشتر باید به وبلاگ دیگران سر بزنی و در وبلاگ شان نظر بذاری.
9. سیستم آمار وبلاگ رو زود راه بنداز تا هم آمار ورود و خروج افراد رو بفهمی و هم میزان اقبال و کیفیت مطالبت دستت بیاد.
10. مطلبت رو کمتر ثبت موقت کن چون توی بلاگفا در زمره به روز شده ها محسوب نمی شی.
11. برای مخاطبین وبلاگت ارزش قایل باش لذا هر چیز ننویس.
12. بهتر است هر مطلب یک پیام بیشتر نداشته باشد. از حواشی برای تنوع پیام استفاده کن.
13. کوتاه نویسی بیشتر از مفصل نویسی در وبلاگ ها مشتری دارد.
14. از قالبهای تکراری استفاده نکن. قالبت را هم دایم عوض نکن. البته تغییر سر صفحه توصیه می شود
15. با این که می دونم چقدر سخته ولی سعی کن یک کم هم که شده آدم شی!
16. تا مدت ها در وبلاگ دیگران بچرخ و تلاش کن از هر کدامشان یک ایده خوب یاد بگیری.
17. ساده و خودمونی بنویس! اینقدر راحت بنویس گویی برای دل یا فکر خودت می نویسی.
18. فکر کن چطور می تونی در رقابت با هزاران هزار وبلاگ و سایت میلیون ها اینترنت گرد را جذب کنی
19. فکر کن باید در مدت کوتاهی بهترین و قوی ترین و پرمخاطب ترین وبلاگ بشوی
20.توصیه 15 رو جدی بگیر!
21. باید بتونی وبلاگ های خوب را بشناسی و لینکشون کنی. زیاد لینک شدن و زیاد لینک کردن نشون دهنده موفقیت توست
22. هر کسی رو لینک نکن. لینک های ضایع و درپیت اعتبار وبلاگت رو خراب می کنن
23. نوشتن از بدیهیات یا آنچه دیگران را با فکر یا احساس شخصی ات شریک و درگیر نکند مشتری پیدا نمی کند.
24. از عکس های جذاب برای تزیین مطالبت استفاده کن.
25. حتی المقدور به نظرها -کامنت ها- یی که دیگران می گذارند جواب مناسب بده. جواب ها هر قدر غیر منتظره تر باشد جذاب تر است.
26. به روزرسانی دایمی پیوندهای روزانه می تواند اعتبار مناسبی به وبلاگت بدهد.
27. سعی کن تحملت را در برابر نظرات مخالف بالا ببری ولی نسبت به نظرهایی که خطوط قرمزت را می شکند بی تفاوت نباش.
28. برای تیترها اهمیت ویژه قایل باش. تیترهای جذاب در سایت های جستجو بالاتر قرار می گیرد و در سرچ بیشتر به چشم کاربران می آید
29. این همه جنس خوب تو بازار هست! مگه مریضی می خوای معتاد وبلاگ بشی؟
30. این همه نکته، تازه مال یک دقیقه شه! برو به زندگیت برس بابا جون و به نکته ۲۰ عمل کن!
به جای حاشیه:--------------------------------------------------------------------------------------------
در حال نگارش متن بودم که شعری از لسان الغیب شیرازی حضرت حافظ در ذهنم تداعی شد. به شعر که مراجعه کردم دیدم بی دلیل نبوده است. لذا با اجازت از جناب حافظ علیه الرحمه با اندکی!! تغییر تقدیم داش رضا می شود:
الا ای رضای "گویای اسرار" مبادا وبلاگت خالی ز گفتار
سرت داغ و دلت خوش باد جاوید چه بد متنی نوشتی با خط غار
سخن سر بسته گو با این رقیبان خدا را زین معما پرده بر {ن}دار
به پاچه ما بزن دستمال رضایی که خواب آلوده ایم و وضع بیمار
از آن قلیون که ساقی بر لب افکند طیب را نه مویی ماند و نه دستار
وبلاگ ها را نمی بخشند بازدید به زور و زر میسر نیست این کار
بیا و حال اهل وب بشنو به لفظ اندک و معنی بسیار
وب {...}ی عدوی دین و دل هاست خداوندا دل و دینم نگهدار
به وبداران مگو اسرار مستی حدیث جان مگو "مالی" بی کار
به یمن دولت محمود جانی علم شد "مجد" اندر نظم اشعار
عامه یا نخبه؛ معضل از کدام است؟
تقدیم به اهل تفکر و تدبر
"جومونگ را دوست دارم" یا "جومونگ می بینم" همین یک جمله کوتاه کافی است تا در فضای فرهیختگی موجی از تحقیرها را نثار شما کند. پیشتر این مسئله را در مورد "اخراجی ها" دیده بودیم. کمتر رسانه ای حاضر به ستایش از "اخراجی ها" بود! این در حالی است که عموم مردم "جومونگ" و "اخراجی ها" را دیدند و آنها را دوست داشتند! وقتی در بسیاری پدیده های اجتماعی-سیاسی شکاف ذائقه ای بین نخبگان و مردم دیده می شود باید در شناخت این تعارض اقدام جدی کرد. با مروری گذرا به مراحل سرنوشت ساز سیاسی این ناهمگونی رای عمومی مردم و نخبگان بیشتر نمود خواهد یافت.
۱) سال ۱۳۷۶: اصولا نطفه اصلاح طلبان در تعارض رای مردم و نخبگان شکل گرفت. زمانی که فضای رسمی نخبگی غرق در دفاع از سیاست های هاشمی رفسنجانی بود، مردم به شکلی غیرمنتظره، رای به تغییر فضای حاکم دادند. هر چند در طول ریاست خاتمی طبقه جدیدی از راهبران سیاسی شکل گرفت ولی پایداری آنها نیز تا زمانی بود که بر موج احساسات سوار بودند و اولین گام های آنها برای هویت سازی جدید و تثبیت، با رای مردم به اضمحلال انجامید.
۲) سال ۱۳۸۴: انتخابات این سال را باید اوج تعارض مردم و نخبگان دانست چرا که مردم دو بار مزه تلخ شکست را به نخبگان چشاندند. اول که نامزد مورد حمایت راهبران سیاسی در قالب جبهه اصلاحات{دکترمعین} یا شورای هماهنگی نیروهای انقلاب {دکترلاریجانی} حتی نتوانست یک سوم کروبی-احمدی نژاد رای بیاورد و در دور دوم نیز جبهه نه به احمدی نژاد {هاشمی رفسنجانی} شامل عمده سرشناسان مردم را در کنار احمدی نژاد دید.
۳) سال ۱۳۸۸: فرایند دهمین انتخابات ریاست جمهوری تحقیر نخبگان را به اکمال رساند. زمانی که عموم اصلاح طلبان نامی به پشتیبانی از "مهدی کروبی" برخاستند و میزان رای شان کمتر از آرای باطله شد و در حالی که بسیاری از چهره های اصولگرا با بی میلی نسبت به رای آوری مجدد "احمدی نژاد" تلاش برای شکاندن رای او داشتند و با سونامی ۲۵ میلیونی احمدی نژاد مواجهه شدند.
در نگاه جامعه شناسانه اصلا مهم نیست که در هر برهه یا هر موضوع حق با کدام یک از اقشار بوده است بلکه عدم درک و فهم متقابل عامه و بخبه ها مسئله است. اینکه چرا نخبگان صدای مردم را نمی شنوند یا خواست آنها را درک نمی کنند و یا اینکه چرا مردم نمی توانند استدلال های نخبگان را بشنوند یا نمی خواهند بپذیرند معضل بزرگی است.
اتکا بر جامعه بی سر، تکیه بر باد است.
حاشیه برابر اصل: -----------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: جامعه بی سر صرفا منحصر در سیاست یا هنر نمی شود در عالم ورزش هم عمده ناهنجاری ها به ناهم خوانی توده مردم با لیدرها بر می گردد. با این تفاوت که لیدرهای ورزشی می دانند در برابر احساسات عمومی باید سکوت کنند ولی لیدرهای سیاسی زمانی که در تعارض با فهم عمومی قرار می گیرند بیشتر سر و صدا می کنند!
پ.ن.م۲: در این سال ها اگر نبود مدیریت جهت بخش و هدایت حضرت آیه الله خامنه ای مدظله عالی معلوم نبود در کشاکش تندبادهای سیاسی-اجتماعی به کدام سو سوق می یافتیم. چه آن زمان که هاشمی مغرورانه بر طبل سیاست های توسعه گرانه اش می کوبید. چه هنگامی که خاتمی و تیم اش از سر ترس و وادادگی گام به گام کشور را به غرب فرهنگی و سیاسی تسلیم می کرد و چه حال که احمدی نژاد با بی توجهی و طرد طبقه مرجع اجتماعی بردامنه تعارضات و شکاف ها می افزاید، همواره هدایت رهبری چراغ راهنمای انقلاب بوده است. برای سلامتی و افزایش اقتدار و نفوذ کلمه حضرت آقا دعا کنیم.
پ.ن.پیام کوتاه: پیام انقلابی و قابل تقدیر جناب هاشمی رفسنجانی به مناسبت روز قدس نشان داد هنوز فرزندان ایشان از سفر خارجه بر نگشته اند!
پ.ن. مناسبت: به کوری چشم منافقین و کفار جهانی در جمعه آخر ماه رمضان چون هر سال ندای وحدت و آزادگی قدس شریف را سر خواهیم داد. سکوت در روز قدس خدمت به نفاق و کفر است.
پ.ن.تفال: چه مستی است ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد
دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد
فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند که التجا به در دولت شما آورد
آقای رییس جمهور؛ سپاس!
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
رییس محترم جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه عزیز، لازم است انتخاب جسورانه و بجای جناب آقای محمدرضا رحیمی را به عنوان معاون اول دولت دهم به شخص شما تبریک بگویم.
شما با این انتخاب پیام شفاف و صریحی به دوست و دشمن خود دادید و ثابت کردید حرف های دیگران نه تنها هیچ اثری در شما ندارد بلکه گاه عکس العمل معکوس شما را بر می انگیزد. مهم این است که شما از این انتخاب راضی هستید و به مرید بودن ایشان ایمان دارید. بی شک این انتخاب مشت محکمی به دهان یاوه گویان داخلی و انتقام سختی از مخالفان مشاور ویژه و مسول دفترتان خواهد بود.
حق و انتظار هم همین بود! شخص شما رییس جمهور ایران اسلامی هستید و انتخاب افراد، خاصه معاونین و بالاخص معاون اول با هر سابقه و لاحقه ای حق شخص شماست.
امیدوارم ایشان همچنان که پیشتر توانمندی لسانی و اجرایی شان را برای آقایان هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، جاسبی و حدادعادل ثابت کردند برای شما نیز خوش درخشیده و آنگونه که انتظار دارید مدافع سیاست ها و تابع فرامین باشد.
الاحقر: مجدالدین معلمی
انا صاحب الدواهی العظمی ، انا الذی علی سیده اجتری
تقدیم به استاد صاحب اندیشه مرحوم سید منیرالدین حسینی الهاشمی
ماه رمضان شانزده سال پیش به روزه گرفتن مکلف شدم. زیاد مرسوم نبوده و نیست برای پسرها جشن تکلیف بگیرند ولی پدر گرانمایه با دعوت از کل محل جشن تکلیف نسبتا بزرگی ترتیب دادند. بعد از صرف افطار و خوش و بش های مرسوم، مرحوم استاد حسینی -موسس آکادمی فرهنگستان علوم اسلامی- دقایقی برای جمع صحبت کردند.
از آن شب و سخنان استاد یک نکته در ذهنم باقی ماند. ایشان با ذکر خاطراتی از ایام جوانی گفتند: من به سن شما که بودم کل دعای ابوحمزه ثمالی را حفظ بودم. و بعد با بیان ظرایفی از ابوحمزه بر مداومت در خواندن این دعا توصیه کردند.
دعای ابوحمزه را بی نهایت دوست دارم. صرف نظر از غنای دعا، نوعی آموزش عشق ورزی با خداست. فراز به فراز اوج و فرود دارد. در عموم فرازها اول بدی ها و ضعف های انسان را یادآوری می کند. بعد با لحنی التماسی از خدا عنایت و توجه می خواهد و نهایتا خواسته های خود را از خداوند می خواهد. دوباره ذکر بدی ها را پیش می کشد.
ابوحمزه تلفیقی از انابه، عاشقانه و دعا است. از آن دست خواندنی هایی است که سخت می توان نیمه کاره رهایش کرد.
سال هاست در شبهای قدر دل خوش کرده ام به دعای ابوحمزه ثمالی نمازخانه محله! بسیاری از مجالس و محافل معظم را تجربه کرده ام ولی هیچ جا محفل کوچک و باصفای محل نمی شود.
پی نوشت برابر اصل: ---------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: جشن تکلیف من، فتح بابی شد تا برای عمده پسرهای محل جشن تکلیف بگیرند. واقعا چرا بزرگترها چنین تحول بزرگی در زندگی پسرها را جدی نمی گیرند؟
پ.ن.م۲: مدیر و مسول تربیتی مدرسه مان وقتی خبر جشن تکلیف را شنیدند هر کدام برای یادبود قابی به من دادند که هنوز حفظ اش کرده ام. بعدها از قضای روزگار همان مسول تربیتی به نوعی تحت مدیریتم قرار گرفت و همیشه احترام استادی و بزرگتری اش را نگه می داشتم.
پ.ن.م۳: ضمن احترام به تمام سلایق و روحیات، تعجب شدید خودم را از رواج سخنرانی در شب های قدر ابراز می دارم. سخنرانی را همیشه می شود شنید ولی دعا و کسب فیض و روزی مخصوص شب قدر است. تضمین می دهم یک شب ابوحمزه را امتحان کنید تا آخر عمر مشتری می شوید!!
پ.ن.پیام کوتاه: چو بشکفد ز لبت غنچه های پاک دعا تو را به جان فاطمه(س) التماس دعا
پ.ن.مناسبت: در این شب عزیز به یاد همدیگر باشیم. همین!
پ.ن.تفال: آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
در کوی عشق شوکت و شاهی نمی خرند اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
برای سلامت زندگی هایمان دعا کنید
تقدیم به مجری توانا و صاحب فضل فرزاد جمشیدی
دیروز علی و محمد رو پارک بردم. دیدن شور و نشاط بچه ها که چقدر ساده از دنیا لذت می برند حسرت برانگیز است. در کمتر از آنی بی غل و غش دوست می شوند و با کوچکترین مسئله ای دعواهایی بی کینه می کنند. وقتی بازی می کنند چنان از ته دل می خندند که گویی تمام دنیا را بهشان هدیه داده اند!
در همین حس و حال نوستالژیک! بودم که صدای جیغ و دادی نظرم را جلب کرد. زن و شوهری جوان ظاهرا کنار فواره ها را انتخاب کرده بودند که صدای دعوایشان به دیگران نرسد ولی چنان از اعماق وجود داد می زدند که چون من غیر فضولی! هم می توانست صدای شان را بشنود.
زن می گفت من از تو بچه دارم نمی ذارم بذاری بری! مرد می گفت اون بچه با من بدبخت تر میشه! زن می گفت تو دیوانه شدی. خب بیا یه جا من و این بچه و خودت رو آتیش بزن همه مون راحت شیم. مرد می گفت تو گند زدی. من دیگه نمی تونم این زندگی نکبتی رو تحمل کنم. زن در موضع ضعف بود و مرد در موضع استیصال! پیدا بود نمی توانند همدیگر را رها کنند ولی یک گیر جدی هم توی زندگی شان هست!
اینقدر داد زدند که خسته شدند. مرد بلند شد و دختری به نام "پریا" را صدا زد. یهو خشکم زد. همان دخترکی بود که با علی و محمد بازی می کرد. مثل بقیه بچه ها معصومیت و شیرینی از چهره اش می بارید. خدایی دلم سوخت!
دوست دارم به این مجری توانا و صاحب فضل جناب "فرزاد جمشیدی" بگویم: برادر عزیز که با دعاهای دلسوزانه ات در سحر گاهان برای بیماران هم ارزش سلامتی را به ما یاد آوری می کنی و هم عامل خیر و صحت برای بیماران می شوی، اصل بر صحت و پایداری زندگی ها است تا زندگی افراد! دعا کن این ویروس نکبت از زندگی ها بیرون برود.
این شب های عزیز برای سلامتی زندگی هایمان هم دعا کنیم.
حاشیه برابر اصل: -----------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: آمار طلاق در کشور از مرز فاجعه گذشته است. ثبت رسمی بیش از صد هزار واقعه طلاق در سال خطرناک است. یعنی از هر نه ازدواج یکی به جدایی می انجامد. نمودار زیر نشان می دهد بزرگترین عامل وقوع طلاق، ازدواج است!!

پ.ن.م۲: با راهنمایی دوست خوبم حسین آرشید مدتی است با کمک گوگل ریدر و البته چند برنامه نسبتا پیچیده، پیوندهایم بر اساس به روز رسانی از بالا به پایین قرار می گیرند. لینک هایی که درشت{بولد} شده اند یعنی در ۲۴ ساعت اخیر به روز شده اند. در ضمن با حرکت دادن موس {یا همان موشواره خودمان!} روی لینک ها عنوان مطلب شان برای شما نمایش داده می شود.
پ.ن.پیش بینی: دکتر احمدی نژاد با معرفی خانم آلیا و آقای ذبیحی ثابت کرد مرغ هم می تواند یک پا داشته باشد. احتمال رای آوری آلیا نزدیک به بعید است و رای آوری ذبیحی سخت به نظر می رسد! مگر آنکه اتفاقی ویژه مجلس را متاثر کند!! با توجه به استرداد نامه معرفی وزرا احتمال ضعیفی هم مبنی بر تعویض وزرای پیشنهادی وجود دارد.
پ.ن.مناسبت: ایام سوگواری اسوه عدل و حلم و صبر و شجاعت مولای متقیان علی(علیه السلام) بر تمام شیعیان تسلیت باد. باشد تا ره رو پیرویی برای آن پیشوا باشیم
پ.ن.تفال: سیر و سپهر و دور قمر را چه اختیار در گردش اند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
ماییم و آستانهء عشق و سر نیاز تا خواب خوش کرا برد اندر کنار دوست
به لحاظ فلسفی هنر، سیاست و دین!
تقدیم به ابوعلی سینا واضع مکتب فلسفی مشایی!
هنر: هیچ گاه از فیلم های ترسناک خوشم نمی آمد. به لحاظ فلسفی! برایم قابل فهم نیست، چرا عده ای به طور ارادی کاری می کنند که بترسند! تنها فیلم ترسناکی که پیشتر دیده بودم "رقص با خون آشام ها" -۱۹۶۷- ساخته رومن پولانسکی بود. در آن هم آنقدر که خندیدم، نترسیدم! اما اعتراف می کنم از فیلم "پستچی سه بار در نمی زند" ساخته "حسن فتحی" خوشم آمد.

"پستچی سه بار در نمی زند" روایت شبه اپیزودیک اراده انتقام جویانه و سهم خواهانه سه زن از سه نسل تاریخ ایران است. هر سه در اقدامی جسورانه تلاشی ناکام دارند تا آنچه را ظلم می نامند بشکنند، اما حکم روزگار سرنوشتی دیگر برای شان رقم می زند. زنان هر چند به مقصود نمی رسند اما نمی گذارند روزگار آن چنان که می خواهد پیش رود!!
پستچی فیلم فاخری است که برای هیجان زده کردن مخاطب شوخی ندارد. فیلم را می توان دو قسمتی دانست. قسمت اول با ریتمی کند به معرفی مجزای اهالی سه طبقه می کوشد و قسمت دوم با ضرب آهنگی بسیار تند و مهیج به در هم آمیختگی داستان سه نسل می پردازد. دیالوگ های ادیبانه و بازی های پخته بازیگران خاصه امیر جعفری و باران کوثری کار را به مرز ماندگاری رسانده است.
سیاست: دقت کرده اید! دکتر احمدی نژاد در تمام سخنان اخیرش روی یک جمله تاکید ویژه دارد: "امروز در شرایط جدید و متفاوتی به سر می بریم" هر چه فکر می کنم معنی شدت این تاکید بر "جدید بودن" که به تفسیر ایشان باید کابینه را تازه کرد، روابط را باز تعریف کرد و دوران را جور دیگر دید را درک نمی کنم.
در اینکه به لحاظ فلسفی! بدیهی است هر روزمان نسبت به گذشته جدید است. اما اینکه در جهان بینی ایشان چه تحول شگرفی رخ داده که حتی برخی یاران وفادار چون محصولی، فتاح، الهام و لنکرانی هم کشش ادامه مسیر ندارند خدا عالم است! شاید واقعا بر اساس استدلال های آقای مشایی ما به دوران آخر الزمان رسیده ایم.
دین: این عبارات را بخوانید: " معتقدم برای آمدن حضرت حجت لازم نیست در کره زمین همه مسلمان باشند. ما به این نتیجه رسیده ایم که برای آماده کردن جهان برای ظهور حضرت، نمی توانیم از ادبیات دینی استفاده کنیم. چون هم زبانی ایجاد نمی کند! ما باید سراغ ادبیات مشترک انسانی برویم و به این دلیل باید از ادبیاتی همه فهم مانند عدالت، مهرورزی و یگانه پرستی استفاده کنیم." و " با توجه به تکرار نام حضرت در منابر و مجامع، معتقدم در دوران ظهور هستیم."
صرف نظر از صحت یا سقم گزاره فوق موضوعی که نظرم را جلب کرد این بود این بیانات توسط مجتهدی اسلام شناس یا استادی دین شناس ایراد نشده است. به لحاظ فلسفی! افراد می تواند در خصوص مسایل دینی اظهار نظر کنند اما اینکه سیاست گذاری کلان کشوری که داعیه دار دین و معنویت گستری دارد توسط افراد کم بنیه شکل گیرد خطرناک است.
ماوراء الطبیعه: همنشینی با لسان الغیب شیرازی اگر هیچ نصیبی برایم نداشته لااقل مرا به عالم پیش بینان نزدیک کرده است!! عمده پیش بینی هایم در خصوص کابینه دهم در سه مطلب گذشته به وقوع پیوست. با این تفاوت که فکر می کردم محرابیان هم جزو افتادگان باشد که نشد! متعهد می شوم با اندکی تجهد، مراقبه و ممارست این قلیل خبط ها نیز بروز نکند!!
حاشیه برابر اصل: .........................................................................................................
پ.ن.م۱: دیدن فیلم پستچی . . . را صرفا در سینماهای دارای قابلیت دالبی به دوستان توصیه می کنم باشد تا در این ماه مبارک و با این حالتون! در اوج هراس و هیجان ثوابی از این مجلس و محفل نثار روح این نگارنده شود. ضمنا به روح اعتقاد کامل دارم!!
پ.ن.م۲: خیلی تلاش کردم برای باقی ماندن مزه فیلم، داستان لو نرود و به همین لحاظ نوشتن درباره فیلمی به پیچیدگی پستچی . . . سخت بود.
پ.ن.م۳: نمی خواستم گزاره مطروحه در بند دین را با پیش زمینه بخوانید لذا در متن بر گوینده تاکید نکردم اما برای علاقه مندان و ره پویان آن حضرت! عرض می کنم اظهارات فوق متعلق به جناب مشایی است!
پ.ن.م۴: اگر دیدید یهوووووو بلایی سر جناب محرابیان آمد تعجب نکنید چون طبق پیش بینی من ایشان قرار نبود وزیر شوند! بنده هیچ مسولیتی را در قبال بلایای طبیعی و غیر طبیعی به عهده نمی گیرم!
پ.ن.پیام کوتاه: ای قهرمان قصه زیبای "بازگشت" دنیا همیشه شاعر پیراهن توست
پ.ن.مناسبت: میلاد مسعود کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد. باشد تا ره رو صدیقی برای شان باشیم.
پی نوشت تفال: جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی
حافظ چو پادشاهت گه گاه می برد نام رنجش ز بخت منما، بازآ به عذرخواهی
آنفولانزای گوشی!
تقدیم به دوست صمیمی و صادق دکتر علی پیر صالحی
افطاری های ماه مبارک امسال بیش از آنکه جلوه رفاقتی داشته باشد جنبه سیاسی پیدا کرده است. در جمع ها بیش از آنکه از خاطرات و مخاطرات شخصی سخن به میان آید در نعت و نقد کابینه دهم سرایش و نالش! شنیده می شود!
احساس می کنم ضریب مفاهمه اجتماعی بسیار پایین آمده است. سخت می شود کسی نسبت به فکری یا دیدگاهی قانع شود چرا که در عموم بحث ها گوش ها بسته است! اغراق نیست اگر بگویم عارضه ناشنوایی شایع ترین بیماری سیاسی کشور است.
هر کسی بدون تمایل به شنیدن طرف مقابل، "هر چه می خواهد" حسب احساسات و البته گرایش های شخصی می گوید و اصولا دنبال این نیست که علت یا معضل یابی کند. معمولا هم محکوم کردن ترجیع بند نطق هاست. طنز ماجرا اینجاست که اگر همان نقدها را فرد دیگری از جبهه مخالف ایراد کند شدیدا محکوم می شود.
عوامل بسیاری را در شیوع عمومی عارضه ناشنوایی عمومی می توان ذکر کرد. اول: غلبه احساسات، عواطف و هیجان بر گفتارها! دوم: قرار گرفتن اشخاص به عنوان معیار حق یا باطل! سوم: بی موالاتی نخبگان و هادیان سیاسی در موضع گیری ها! چهارم: عدم وجود سازمان ها و تشکل های آموزش، هدایت و رقابت سیاسی! پنجم: عدم تلاش دولتمردان برای مفاهمه با سایر عقاید! ششم: عرفی شدن سیاست و مدیریت اجتماعی و . . . . .
اگر دنبال حل این معضل هستیم باید از خود شروع کنیم! دنبال مقصر گشتن چیزی را حل نمی کند! به همان میزان که از آنفولانزی خوکی و قدرت شیوعش هراس داریم باید از عمومیت یافتن آنفولانزای گوشی وحشت داشته باشیم که آن فردی را به مرز نابودی می رساند و این جامعه ای را به تباهی می کشاند!
باید تلاش کنیم از گوش هایمان بیشتر استفاده کنیم!!
حاشیه برابر متن:---------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: برای درک عمق این فاجعه کافی است گذری به نقدهای هیجانی لیدرهای مجلس علیه دولت جدید و پاسخ تند رییس جمهور بیندازید!
پ.ن.م۲: هر چند تمام انسانها جایزالخطا هستند ولی نمی توان انتظار داشت کسانی که به نوعی برگزیده یا نماینده مردم اند چنین بی پروا بر هم بتازند! و انتظار داشته باشند عامه مردم با هم مهربان باشند!
پ.ن.م۳: در بین تمام منتقدان سخنان تند و ناپخته علی مطهری جای تامل داشت! احمدی نژاد را مرید پسند، لیبرال مسلک و تابع ولایت مشایی خواند!! مراقب باشید! این روزها امکان دارد کوچکترین پچ پچ ها یا شوخی هایتان هم از تریبونی طرح شود!
پ.ن.پیام کوتاه: تجربه شانه ای است که وقتی کچل می شوید طبیعت به شما عطا می کند!
پ.ن.تفال: به کام تا نرسد مرا لبش چون نای نصیحت همه عالم به گوش من باد است!
گدای کوی تو از هشت خلد مستغنی است اسیر عشق تو از هر دو عالم آزاد است
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ کزین فسانه و افسون مرا بسی یاد است!
شرحیه: در تفال علامت {!} از بنده است!
تلنگری برای بروز التقاط
تقدیم به آقا مجید امیدی نازنین که چون برادر بزرگ تر دوستش دارم
می گفت وقتی رقابت ابطال طلبان برای اعتراف به خطا و ندامت از رفتارها و گفتارها - حتی به صورت زبانی - را می بینم یاد دوران اسارت خودمان در عراق می افتم! عراقی ها برای خراب کردن روحیه ما تلاش می کردند با برخی فشارها و گاه شکنجه ها اسرا را به بدگویی از نظام و خاصه امام راحل وادار کنند.
می گفت شما چه می فهمید شکنجه یعنی چه؟!! روزی از بین اردوگاه 1500 نفری 80 نفر را جدا کردند. معتقد بودند این 80 نفر مانع از ابراز اهانت به امام اند. می خواستند از جمع زهر چشم بگیرند. آنقدر شکنجه کردند که خودشان بریدند! شکنجه هایی که از بیان زبانی آنها هم ابا دارد.
می گفت خدا شاهد است حتی یک نفر از بچه ها به خودش اجازه نداد برای رهایی از شکنجه، علیه امام جسارت کند. چون به راه مان ایمان داشتیم. ایدئولوژی مان چنان مستحکم بود زیر شکنجه هم امام و انقلاب دعا می کردیم.
نمی توان از دادگاه محرکین وقایع تلخ پس از انتخابات به سهولت گذشت. پیشتر نیز نظرم را چنین بیان کردم که صرف نظر از ماوقع و نیت درونی معترفین، بازداشتگاه به دور از جنجال و هجوم اطلاعات حاشیه ای فرصت فکر کردن ایجاد می کند.
بلاشک دستگیر شدگان شکنجه روحی شده اند! تبعا اگر کسی که عمری غرق در امواج لاینقطع اطلاعات و اخبار عموما جهت دار بوده را مدتی - حتی به کوتاهی یک ماه یا دو ماه - از فضای تزریق اطلاعات دور کنید فشار روحی خواهد شد! و در فضای خلاء، حال امروز خود را با آرمان ها و افکار دیروزش مقایسه می کند.
و برای کسی که دچار التقاط می شود تلنگری برای از هم پاشیدگی کافی است!
تشریح پرونده هر کدام شان ثابت می کند به مرور نسبت به گذشته چقدرزاویه پیدا کرده اند! آنان از آن انقلابی گری مهارنشدنی 57 به ابطال طلبی مخرب 88 رسیده اند. از سنت گرایی مذهبی دوران مبارزه به مبارزه با سنت گرایی مذهبی افتاده اند! از ذوب بودن در ایدئولوژی و عقیده به مکتب فکری به ایدئولوژی زدایی و بسط شریعت رسیده اند! از لزوم جهانی شدن انقلاب اسلامی به لزوم جهانی شدن تجربه مشترک بشری رسیده اند!
اینها تغییرات کوچکی نیست! بدیهی است اگر کلا از گذشته خود توبه کرده بودند می توانستند استقامت بیشتری نشان دهند ولی تا دچار التقاط گذشته باوری و عملگرایی امروزین اند با کوچکترین تلنگری از هم می پاشند. معتقدم ریشه اصلی اضمحلال شخصیتی-عقیدتی ابطال طلبان دستگیر شده بحران هویت ناشی از التقاط فکری است.
حاشیه برابر اصل:--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م1: آقا مجید دوست داشتنی در سن 14 سالگی به مدت چهار سال اسیر شد و از آنجا که در خاک عراق دستگیر شده بود و تا روز آزادی مفقود محسوب می شد خاطرات بسیار تلخی از دوران اسارت دارد.
پ.ن.م2: در بین حدود بیست نفری که تا امروز علنا ابراز ندامت کرده اند نوشته های سعید حجاریان عمیق تر و غیر سیاسی تر جلوه می کرد. او صرف نظر از نقد سطحی عملکرد خود، مبانی اندیشه خود را به چالش کشید.
پ.ن.م3: طبیعی است هیچ تلنگری "لزوما" به توبه و بازگشت کامل نمی رسد . بسیار اتفاق می افتد که تلنگر در حد تلنگر باقی می ماند و گاه نیز این تلنگر به تغییر منجر می شود. این تلنگرها و توبه ها بارها و بارها در زندگی تمام ما اتفاق می افتد.....
پ.ن.م4: غرض ذاتی از نگارش متن فوق پرداختن به مجادلات انتخاباتی و گل گرفتن برای یک طرف رقابت نبود بلکه هدف تشریح برداشت های شخصی یک واقعه سیاسی-تاریخی است.
پ.ن.پیام کوتاه: کوله بارت بربند! شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم! بشناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم!
پ.ن.تفال: پند حکیم محض صواب است و عین خیر فرخنده آن کسی که به سمع رضا شنید
حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس در بند آن مباش که نشنید یا شنید
اگر نماینده مجلس بودم!
تقدیم به آقایان دکتر لنکرانی و مهندس فتاح وزرایی که دوستشان داشتم
با تمام نقدهایی که به کابینه پیشنهادی دولت دهم دارم معترفم کمتر از کابینه نهم شگفت زده شدم! یا من به انتخاب های غیرمتارف دکتر احمدی نژاد عادت کرده ام یا ترکیب جدید قابل دفاع تر است یا هر دو! هر چند انتظارم از رییس دولتی با چهار سال تجربه بسیار بیش از این بود.
اگر جناب دکتر من را هم به القای نظرم به نمایندگان مجلس متهم نکنند! مایلم پیش بینی ام از میزان اقبال هر یک از وزرای پیشنهادی را طرح کنم. بدیهی است همانگونه که انتخاب وزرای هماهنگ، مورد علاقه و اعتقاد، حق مسلم رییس جمهور است، پیش بینی، میزان رای آوری وزرا هم حق مسلم "سه الف" است!!

۱. سه زن: ساختار شکنی دکتر احمدی نژاد این بار به وزارت زنان منجر شد. به شخصه هیچ کدام از استدلال های حسی ایشان در خصوص ضرورت ورود زنان به سه وزارت خانه را نپسندیدم. اصولا اینکه زنان در وزارت حس بهتری نسبت به تربیت، سلامت و رفاه دارند را اشتباه می دانم! برای خانم ها آجرلو{رفاه} و کشاورز{آموزش و پرورش} هیچ شانسی قایل نیستم و اما پیش بینی می کنم خانم دکتر وحیددستجردی{بهداشت} بتواند از رای اعتماد به سلامت بگذرد. خانم دستجردی صرف نظر از دارا بودن تخصص، ارتباط تشکیلاتی و اعتماد اعتقادی بدنه اصولگرایان را به همراه دارد. هر چند راضی کردن متعصبین به وزارت زنان کار ساده ای نیست!
۲. سهل الحمله ها: احمدی نژاد پیشتر هم ثابت کرده بود حتی اگر بداند فردی هیچ اقبالی ندارد باز هم معتقدانه روی او پافشاری می کند! دکتر در مورد علی آبادی{نیرو} و محرابیان{صنایع} -و پیشتر مشایی- ثابت کرد علی رغم علم به ضعف های شخصی-خانوادگی یا مدیریتی به افکار عمومی عقاید موثرین اجتماعی بی اعتناست! این بار نوبت علی آبادی و محرابیان است تا مزه انتقادهای بی رحمانه مجلسیان را بچشند. آنها شانس بسیار کمی برای رای آوری خواهند داشت. هر چند به شخصه دوست دارم علی آبادی رای بیاورد چون حضور او در وزارت نیرو را کم خطرتر از حضور دوباره او در تربیت بدنی می دانم!!
۳. سهل الرای ها: چه کسی است که نداند رابطه احمدی نژاد و لاریجانی به غایت خراب است و باز چه کسی است که نداند کوچکترین گرایش مثبتی نسبت به طیف یا شخصی دیگر به طرد دایمی می انجامد؟! اما من نمی دانم چگونه چند تن از یاران گرمابه و گلستان لاریجانی به کابینه راه می یابند؟ شاید توبه کرده اند یا بنا به ادعایی مضحک از ابتدا نیز نفوذی بوده اند!! عجیب تر آنکه وزیر پیشنهادی علوم سخنگوی حزب جاسبی است و لابد تعهد داده است برعلیه جاسبی می رزمد!! دانشجو{علوم}، حسینی{ارشاد} و متکی{خارجه} {به انضمام خانم دستجردی} با راتباطی که با رییس مجلس دارند، کار سختی برای رای آوری ندارند. هرچند به غایت کار سختی برای مدیریت مسولیت محوله دارند. از هم اینک منتظر نطق های آتشین توکلی و زاکانی بر علیه دانشجو هستم.
۴.بین المزاج مجلسی ها: مصلحی{اطلاعات}، میرکاظمی{نفت} و نجار{کشور} هر سه جزو چهره های موفق دولت قبل محسوب می شوند اما برای پست خطیر و حساس جدید وضعیتی لرزان دارند. تبعا مجلس نسبت به وزارت های اطلاعات، کشور و نفت به شدت حساس عمل خواهد کرد. حال باید دید مزاج عمومی مجلس رو به تعامل است و با عنایت به توانمدی مدیریتی آنها رای اعتماد می دهد یا با سخت گیری، تخصص و اطلاع از حوزه کاری را به رخ آنها خواهد کشاند! فکر می کنم هر سه به سختی رای اعتماد مجلس را کسب کنند.
۵. کم حاشیه ها: برخی وزارت خانه ها ذاتا کم حاشیه اند و اگر شخص مورد منکراتی! خاص نداشته باشد احتمال رای آوری اش بالاست. فکر نمی کنم عباسی{تعاون}، شیخ الاسلام{کار}، غضنفری{کشاورزی} و بختیاری{دادگستری} مشکل حادی در رای آوری داشته باشند.
۶. تخصصی ها: عموم انتخاب های احمدی نژاد برای وزارت خانه های تخصصی را برای رای آوری مناسب می دانم. به جز بهبهانی که به لحاظ سلوک شخصی و البته سقوط اخیر هواپیماها در معرض عدم رای آوری است، تقی پور{ارتباطات}، حسینی{اقتصاد}، نیکزاد{مسکن}، خلیلیان{کشاورزی} و وحیدی{دفاع} راه سختی برای وزیر شدن در پیش ندارند.
لذا با این پیش بینی ملوکانه! بین چهار تا شش نفر از وزرای پیشنهادی دولت رای نخواهند آورد! البته اگر به جهت تقویت وحدت ملی بخواهیم مثبت اندیشی کنیم باید بگویم با این پیش بینی بین هفده تا چهارده نفر از وزرای پیشنهادی رای خواهند آورد!!
پی نوشت برابر اصل: -------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: انصافا دلم برای وزرای محبوب و موفق بهداشت و نیرو تنگ می شود. حضور امیدبخش و دایمی لنکرانی و فتاح در رسانه ها با آن لهجه های شیرین شیرازی و ترکی شان برای دولتی که روابط عمومی خوبی نداشت غنیمتی بود! احتمالا آن دو قربانی نامه شش نفره تجدید بیعت با رهبری در موضوع مشایی شدند!
پ.ن.م۲: برخی از وزرای پیشنهادی را به خوبی می شناسم. هنوز برایم تغییر موضع و اعتقادشان غیر قابل هضم است. پیش از انتخابات ۸۴ تندترین اظهارات را درباره شخص احمدی نژاد داشتند و امروز شیفته کمالات اویند! بماند.....
پ.ن.م۳: اگر من نماینده مجلس بودم به 16 نفر از وزرای پیشنهادی رای اعتماد می دادم!!
پ.ن.م4: اگر یهوووو شنیدید فرزاد جمشیدی برای مسولیت سخنگویی دولت معرفی شد زیاد تعجب نکنید!
پ.ن عکس: در راستای اعلام رییس جمهور محترم که دکتر لنکرانی را به هلو تشبیه کردند شهرام شکیبا طنزنویس خوش قریه ترکیب هیات دولت آتی را پیشنهاد داد
پ.ن. مناسبت: حلول ماه میهمانی خدا، ماه نزول سهل و عمومی برکات و ماه معنویت و بندگی بر تمام مسلمین مبارک باد. همدیگر را دعا کنیم.
پ.ن. پیام کوتاه: خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش شان دوستان مرا از یاد نبرند.
پ.ن. تفال: چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار سحر که مرغ در آید به نغمه داود
بخواه جام صبوحی به یاد آصف عهد وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود
بود که مجلس حافظ به یمن تربیتش هر آنچه می طلبد جمله باشدش موجود
توضیحیه: خدا وکیلی کف خودم از این تفال برید!! سحر، وزیر، محمود، مجلس، هر آنچه می طلبد!!! چه می کنه این لسان الغیب شیرازی! صلوات بعدی رو بلندتر بفرس!

