کاش به مکتب تفکیک اعتقاد داشتیم!!
تقدیم به اهل تدبر و تفکر
در طول این یک هفته پس از اعلام نتایج و قبل از آن در جریان رقابت ها ساعات زیادی را در تجمعات مردم سپری کردم. افراد بسیار با هم متفاوت بودند. از کسانی که کاملا ایدئولوژیک در مجادلات شرکت می کردند؛ تا کسانی که تفریحی آمده بودند. از کسانی که یک عمر اعتراض را می خواستند بروز دهند؛ تا کسانی که تمام حیثیت خود را در نتیجه رای مردم می دیدند. از اشخاصی که از روی آگاهی کامل اعلام نظر می کردند؛ تا جاهلانی که از روی هیجان طلبی و خودنمایی اعمال محیرالعقول انجام می دادند.
همواره از خود می پرسیدم با این مردم چه باید کرد؟ پیش از انتخابات امید می رفت صندوق ها تکلیف را روشن کنند ولی زمانی که رقابت ها به خیابان ها کشید این سوال پررنگ و پررنگ شد؟ شنبه حامیان موسوی، یک شنبه حامیان احمدی نژاد، دوشنبه حامیان موسوی، سه شنبه حامیان احمدی نژاد، چهارشنبه و پنج شنبه حامیان موسوی، جمعه نماز جمعه (عمدتا احمدی نژادی ها). فعلا جای ارزش گذاری کمی و کیفی طرفداران دو طرف نیست. اما واضح بود که هیچ کدام کمبود نیرو ندارند. به همان میزان احمدی نژادی بود که میرحسینی! در این تقابل ملاک قضاوت چیست؟ این طراحی تا کجا باید ادامه می یافت؟
معتقدم پس زمینه فکری گردانندگان و حاضرین در اعتراضات بسیار مختلف بود. برخی با علم به شکست اصلاحات می خواستند زمینه قدرت نمایی احمدی نژاد را با اتکا به آرای 24 و نیم میلیونی بگیرند. به اصطلاح زیاد احساس امنیت از آرای عمومی نکند! برخی بابت شکست احساس تحقیر می کردند و می خواستند به نوعی خودنمایی هویتی کنند. برخی نسبت به نوع برخورد مجموعه نظام -از شخص احمدی نژاد گرفته تا سایر دستگاه ها- و نسبت به روند انتخابات اعتراض داشتند. برخی با توجه به جو پیرامونی خودشان تصور داشتند موسوی واقعا پیروز شده است. برخی که اکنون به اراذل و اوباش موسوم شده اند و به آنها خس و خاشاک نیز گفته شد دنبال به هم زدن فضای اعتراضات و افراطی کردن آن بودند. برخی نیز از سر کنجکاوی صرفا حاضر بودند.
بزرگترین ضعف و اشتباه زمانی روی داد که نظام نتوانست به "ای نحو کان" این خطوط تفاوت را از هم جدا کند و جوابی در خور به هر گروه بدهد. شاید بی تجربگی در برخورد با بحران هایی این چنینی هم کم اثر نبود. البته به دلیل اهمیت داشتن جمعیت و عدد، تمایلی هم برای تفکیک و شنیدن در گروه معترضین نبود.
این فاجعه برآمده از حماسه حتما برای جمهوری اسلامی بی اثر نخواهد. بیشتر نگران گرد بی اعتمادی و غباراندود شدن ذهن کسانی هستم که فرصت اندیشیدن نیافتند و الا همیشه بیرون زدن غده های چرکین نهفته شده در زیر پوست بد هم نیست. امروزه چهره واقعی بسیاری نخبگان و تصمیم سازان کشور نمایان است. حتی سکوت ها معنی دارد و در آینده می توان در تحلیل شخصیت و گرایش شان از آن بهره برد. و این میان مردم تنها متضرر نهایی هستند!
پی نوشت برابر اصل: ---------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م1: دوستانی که پیش از انتخابات با این وبلاگ همراه اند می دانند پیش بینی بنده پیروزی قعطی دکتر احمدی نژاد در مرحله اول بود. در این ایام به جد تلاش می کنم نسبت به برخی سیاسیون که قطعا بیشتر و بهتر از من می توانستند لااقل از نتایج نظرسنجی ها شرایط را درک کنند بدبینی مفرط نداشته باشم.
پ.ن.م2: از دیگر شواهد علم داشتن سیاسیون به پیروزی دکتر احمدی نژاد بی صبری آقای هاشمی رفسنجانی برای پاسخ دادن و ضربه زدن به دکتر احمدی نژاد می دانم. اگر هاشمی درصدی هم احتمال شکست احمدی نژاد را می داد خود را وارد عرصه دو سر باخت نمی کرد. او منتظر نتیجه نماند چرا که می دانست چه پیش می آید و با نامه به رهبری ریسک کرد تا شاید اوضاع را دگرگون کند.
پ.ن.م3: این اولین بار نیست که نامزدی از نتیجه انتخابات شوکه می شود. انشاالله در شرایط عادی به این خواهم پرداخت که به لحاظ قانون نانوشته اجتماعی و انتخاباتی سه نامزد شکست خورده چقدر حق شوکه شدن داشتند!!
پ.ن.تذکر: من برای خود خطوط قرمزی دارم که اهانت به آنها را تحمل نمی کنم. امام و رهبری. انقلاب اسلامی. مردم و قانون. فضا برای هر چه خواهی گویی در اینترنت زیاد است. حقیر را از تحمل اهانت به این حریم ها معاف دارید.
پ.ن.خبر: يك مقام امنيتي بازداشت فائزه هاشمي و تني چند از بستگان هاشمي رفسنجاني را با هدف حفاظت آنان از ترور عناصر آشوبگر و گروهك ها عنوان كرد!!
پ.تفال:در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقی است با دیدار تو چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
هفت انسان قربانی ادعای تقلب
در این روزهای ماندگار بارها خواستم بنویسم اما نه بلاگفا راه می دهد و نه هیجان مستتر در فضا! همه به نوعی عصبی اند. 13میلیونی ها بابت باخت سنگین و بی تدبیری های مدیران نظام عصبی اند و 25میلیونی ها بابت خراب شدن جشن پیروزی و به هم خوردن آرامش شان! طبعا در این فضا هر کلامی با افراط و توهین پاسخ داده می شود لذا هفته قبل را تعمدا سکوت پیشه کردم.
برای شکستن این سکوت، متن نقادانه دوست صاحب دانش و فکورم شهاب اسفندیاری را مناسب دیدم. آقا شهاب نزدیک چهار سال است که به تحصیل در مقطع دکترا در دانشگاه ناتینگهام انگلستان مشغول است. متن حاضر تلخیصی است از مقاله ایشان که در صورت تمایل می توانید متن کامل را در وبلاگ نقد فرهنگ یا به انضمام 150 نظر مخاطبان در سایت الف ببینید.
بنا به آمار رسمی، در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات هفت نفر کشته و دهها نفر زخمی شده اند. حجم خسارت به اموال عمومی و همچنین هزینه سنگین سیاسی که بر کشور تحمیل کرده قابل احصا نیست. نگارنده در همین ابتدا مراتب اعتراض خود به نوع برخورد نیروی انتظامی با این اجتماعات و خصوصا خشم و انزجار خود از حضور مجدد برخی اعوان و انصار یک گروه شیطانی را اعلام می کنم که گویا هوس تکرار جنایت هایی چون کوی دانشگاه را دارند. درد و رنجی که ما دانشجویان خارج از کشور از مشاهده تصاویر این خشونت ها در رسانه های غربی می کشیم مضاعف است. آنها با دمشان گردو می شکنند و ما خون می گرییم.
ریشه همه این حوادث بدون شک به ادعای رقیب اصلی و شکست خورده در این انتخابات در خصوص «تقلب گسترده» و «دستکاری در آراء» باز می گردد. این نوشتار بر آن است تا به مهمترین و اصلی ترین متنی که تاکنون توسط جناب آقای موسوی جهت شکایت از نتایج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسی و تحلیل دقیق این متن، به شالوده شکنی و یا واسازی (Deconstruction) دلایل و استدلالهای ارائه شده در آن بپردازد. آشکار شدن وزن این استدلال ها مشخص می کند که آیا آنها این اندازه پایه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پای آنها ریخته شود؟
1- میرحسین موسوی در اولین بند نامه به شورای نگهبان بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمی کند. تاکید کردن بر محتوای مناظره های انتخاباتی در بند اول نامه موسوی به نظرم از چند جهت معنادار و حتی برملا کننده است.
1.1: شاید منظور موسوی این است که سخنان مطرح شده توسط احمدی نژاد در مناظره ها علیه برخی شخصیت ها و آقازاده ها، به تحریک و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هیجانی شده و فوج فوج به احمدی نژاد تمایل پیدا کنند. در این صورت موسوی پذیرفته است رقیب رای بسیار بالایی در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوی قائل بوده است مطالب عنوان شده در مناظره ها این چنین تاثیر دگرگون کننده ای در نتیجه انتخابات داشته چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح این مطالب از این رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ و چرا ایشان علی رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرین ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده این انتخابات اعلام کرد؟
1.2: اینکه اولین بند نامه موسوی با ذکر نام به تجلیل و دفاع از «مظلومیت» آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری در مناظره ها اختصاص می یابد، ناخواسته بازگوکننده ریشه های راه اندازی اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشانی» و «بنزین» و «دود و آتش» که قبلا هشدارش داده شده بود. چه نسبتی میان آن نامه آقای هاشمی و این نامه جناب موسوی وجود دارد؟ آیا موسوی در بند اول نامه اش اذعان می کند اعتراض اصلی او و حامیان او در این اجتماعات به برده شدن اسم هاشمی و ناطق و فرزندان آنها در مناظره های انتخاباتی است؟ اگر نه چه لزومی داشت این موضوع در سرلوحه نامه قرار گیرد؟
1.3: فرض که احمدی نژاد در اعلام اسامی اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالی به آنها مرتکب تخلف انتخاباتی شده باشد. آیا این تخلف در تبلیغات به معنای «تقلب» در نتایج است؟ روشن است افرادی که حقی از آنها ضایع شده می توانند موضوع را بطور قانونی پیگیری کنند. قطعا آنهایی که در دستگاه قضایی آنقدر نفوذ دارند که عباس پالیزدار را به ده سال زندان محکوم کنند می توانند خواستار اعاده حیثیت و جبران خسارات وارده شوند. اما حتی در این صورت نیز هیچ خللی بر نتیجه انتخابات وارد نیست. اینها دو موضوع جدا از هم هستند.
2- در بند دوم نامه، باز انتظار برای بیان مستنداتی از «تقلب گسترده» توسط موسوی به نتیجه نمی رسد. در این بند موسوی «مطالب خلاف امنیت ملی» و «زیر سوال بردن بنیانگذار جمهوری اسلامی» توسط احمدی نژاد را به عنوان دلیل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطرح می کند. در این خصوص چند مطلب قابل بیان است:
2.1: آقای موسوی به عنوان یک نامزد هیچگونه مسئولیت قانونی در قبال تشخیص و مراقبت از «امنیت ملی» ندارند. طبعا رییس جمهور به عنوان «رییس شورای عالی امنیت ملی» بیش از دیگران در این خصوص به اطلاعات دسترسی داشته و جهت مراقبت از امنیت ملی مسئولیت و اختیار قانونی دارد. در سالهای گدشته دیده ایم که چگونه اشخاصی امنیت و منافع شخصی خود را به «منافع و امنیت ملی» گره می زنند و خواستار سلب آزادی ها و حقوق مردم می شدند. ایا آقای موسوی هم می خواهد با چنین شیوه ای رای 24 میلیون شهروند را باطل کند؟
2.2: ادعای «زیرسوال بردن بنیانگذار انقلاب اسلامی» نیز ادعای بسیار قابل توجهی است. ظاهرا آقای موسوی کلیه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عینا مورد تایید امام خمینی (ره) می داند. در سال های گذشته دیده بودیم برخی از متعصبین جناح راست حتی انتقاد به یک آبدارچی بنیاد مستعضفان را ضدیت با ولایت فقیه می دانستند. ایا عجیب نیست که شخصیت فرهیخته ای چون آقای موسوی به چنین استدلال مضحکی برای دفاع از تمامیت عملکرد خود در دهه شصت دست یازد؟ چرا ایشان انتقاد از مواردی چون گزینش های بسیار سخت گیرانه، ارسال مواد منفجره به کشورهای منطقه، ارعاب 99 نماینده مجلس مخالف دولت و یا حتی بخشنامه لباس مشکی و قهوه ای را «زیر سوال بردن امام خمینی» می داند؟ بدیهی است که اینها اعمال دولت ایشان و یا دوستان و حامیان ایشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقای موسوی را بپذیریم، قاعدتا انتقادهای شدید ایشان و دیگر کاندیداها از عملکرد دولت نهم نیز «زیر سوال بردن ولایت فقیه کنونی» است. چون همانطور که اما راحل در دهه شصت بطور آشکار از دولت موسوی حمایت می کرد، رهبری فعلی نیز در سالهای گذشته از دولت نهم حمایت کرده است. آیا آقای موسوی می پذیرد که اعمال خودش در این انتخابات زیرسوال بردن ولایت فقیه بوده است؟
2.4: به فرض که آقای احمدی نژاد «مطالب خلاف امنیت ملی» در مناظره ها بیان کرده باشد و حتی امام راحل (ره) را زیر سوال برده باشد. آیا این دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال می کنیم اگر اینقدر حرمتها و قداستها شکسته شده بود، اصلا چرا آقای موسوی حاضر شد در چنین انتخاباتی حاضر شود و حتی پیشاپیش خود را پیروز آن اعلام کند؟ نکند آقای موسوی بر این باور است که چون حرمت ها شکسته شدن و مقدسات زیر سوال رفت رای آقای احمدی نژاد به 24 میلیون رسید؟
3- بالاخره در بند سوم نامه آقای موسوی به موضوعی اشاره می کنند که ارتباط به روز انتخابات دارد. در این بند از عدم صدور کارت برای تعدادی از ناظرین ایشان و آقای کروبی اعتراض می کند. در خصوص این بند نیز چند نکته گفتنی است:
3.1: در اینجا آقای موسوی به اصطلاح به نیمه خالی لیوان اشاره کرده اند. طبعا وزرات کشور باید در این مورد پاسخگو باشد که چرا به تعداد درخواست شده کارت صادر نشده است. البته آنها نیز در پاسخ به مواردی همچون ناقص بودن مدارک ارسالی ناظرین اشاره کرده اند که بنده نمی توانم قضاوتی درباره ادعای طرفین داشته باشم. اما سوال این است که چرا جناب موسوی که با قاطعیت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جای آنکه ابتدا لااقل به یک گزارش مستند و دقیق از یکی از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره کنند، مبنای اعتراض خود را بر یک موضوع «عدمی» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبی به گستردگی 10 میلیون رای در سطح کشور رخ می داد لااقل ده ها نفر از میان چند هزار ناظر آقای موسوی می بایست به شواهدی در این خصوص دست یافته باشند. چرا آقای موسوی بجای استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخی صندوقها اشاره می کند که حتی در فرض صحت هم نمی توان آن را فی نفسه دلیلی بر وجود قطعی تقلب دانست. آیا آقای موسوی اخلاقا می تواند مدعی شود که هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است که آقای موسوی در مورد صندوقهایی که ناظر نداشته اند دارای شک و شبهه باشد. این شک، صرفا در حد یک «شک» کاملا معقول و منطقی است. اما راه حل برطرف شدن آن این است که ایشان خواستار بازشماری تعدادی از این صندوقها به صورت تصادفی شوند و نتایج آنها را با صندوق هایی در همان منطقه و شهر مقایسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببینند که آیا چنان تفاوت فاحشی وجود دارد یا خیر. قطعا ایشان می دانند که برای آنکه 10 میلیون رای جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق می بایست کاملا دارای آراء واژگون شده باشد. شناسایی و پیدا کردن این 10 هزار صندوق اصلا کار دشواری نیست. خصوصا برای جناب آقای محتشمی رییس کمیته صیانت آقای موسوی که خود در زمینه تخلف انتخاباتی در مقام وزیر کشور دارای سوابقی درخشان هستند.*
3.3: این پرسش مهمی است که چرا آقای موسوی در این نامه بطور مشخص به هیچ حوزه ای که در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمی کنند؟
4- در بند چهارم آقای موسوی نسبت به استفاده از کامپیوتر و شیوه آنلاین در اعلام نتایج آرا هر صندوق به ستاد مرکزی انتخابات اعتراض می کند. این اعتراض در جای خود قابل بررسی است اما هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد به صرف اینکه نتایج هر صندوق در حضور همه اعضای هیات اجرایی و نظارت و ناظرین کاندیداها (در صورت حضور) وارد کامپیوتر شده و به طور آنلاین به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شاید این شیوه جدید و استفاده از فناوری نوین ابهاماتی داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه های همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت کشور نیز قبل از اعلام نتیجه نهایی همه صورت جلسه های مکتوب با آمار اعلام شده کامپیوتری مجددا تطبیق داده شده است. اگر هم شکی و شبهه ای هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتی داریم که اینگونه با قاطعیت بگوییم چون در اعلام نتایج از کامپیوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5- در بند پنج آقای موسوی به موضوع کمبود تعرفه اشاره کرده اند که به ادعای ایشان در برخی حوزه ها موجب توقف رای گیری شده است. اولا نفس کمبود تعرفه با توجه به مشارکت 85 درصدی در انتخابات امر عجیبی نیست. ضمن اینکه بنا به اعلام وزارت کشور به هر شعبه اعلام شده بود که به محض اینکه استفاده از آخرین بسته صد برگی رای را شروع کردند اعلام اتمام تعرفه کنند تا در این فاصله تعرفه های جدید برای انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معنی تعطیلی رای گیری نیست. آقای موسوی اشاره ای به هیچ صندوقی که در آن رای گیری متوقف شده باشد نکرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هیچ صندوقی به دلیل اتمام تعرفه رای گیری را تعطیل نکرده است. اما باز اینجا فرض را بر صحت قول جناب موسوی می گذاریم که واقعا در برخی صندوقها تعرفه تمام و رای گیری متوقف شده است. در اینجا چند پرسش پیش می آید:
5.1: آیا اتمام تعرفه در یک یا چند صندوق دلیل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نیست تعریف آقای موسوی از تقلب چیست؟
5.2: چرا با آنکه آقای موسوی در مبارزه انتخاباتی اینهمه «احساس خطر» کرده بود و هشدار داده بود و با اینکه به زعم ایشان در مناظره ها «استوانه های نظام» مورد هتک حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زیر سوال رفته بود، چرا طرفداران ایشان آنقدر همت نداشتند که در ساعات آغازین رای گیری برای مشارکت در این انتخابات حساس و جلوگیری از تداوم این «فاجعه» پای سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقای موسوی از کجا می دانند که همه آن افرادی که در حوزه های تعطیل شده موفق به دادن رای نشدند طرفدار ایشان بوده اند؟ از کجا معلوم که بسیاری از آنها قصد نداشتند به آقای احمدی نژاد رای دهند؟ در اینجا نیز استدلال آقای موسوی مبتنی بر یک مقوله عدمی و موهوم است. شبیه همان شعار غیبی است که اصلاح طلبان سالها می دادند و طی استدلالی غریب مدعی بودند که همه آنهایی که در انتخاباتها رای نمی دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6- همانطور که در ارزیابی بندهای بالا مشاهده شد آقای موسوی هیچ استدلال محکم و قابل اعتنایی برای اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده اند. بجای چنین استدلال هایی، ایشان گاه به موارد بی ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره کرده اند، یا به مواردی که ممکن است بی ربط نباشد اما یا صرفا در حد شک و شبه است و یا در اصل اعتراض به مواردی غیر از «تقلب» است. از این رو عجیب است که در بند ششم نامه، ایشان می گوید که «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف دیگر نیز در روز انتخابات به شورای نگهبان اعلام شده است. در مورد این بند نیز چند نکته گفتنی است:
6.1: در اینجا ایشان ارجاع به مواردی می دهد که برای خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اینجا است که چرا ایشان لااقل چند مورد از این تخلفات را همچون موارد ذکر شده در بندهای بالا در متن نامه خود به شورای نگهبان ذکر نکرده است.
6.2: بر هر آشنای با الفبای سیاست و حتی هر عقل سلیمی کاملا روشن است که اگر جناب موسوی در میان این 80 مورد حتی یک مورد را پیدا می کرد که بر ملا کننده تخلفی چشمگیر و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات می بود، قاعدتا می بایست آن را در این نامه، که مهمترین متن و سند اعتراض او به این انتخابات است، مورد اشاره قرار می داد. نمی تون پذیرفت که ایشان مثلا ایثار کرده اند و یا برای حفظ مصالح مملکت از بیان برخی تخلفات خودداری کرده اند! امروز خون هفت انسان پای ادعای «تقلب» در انتخابات ریخته شده است. طبعا آقای موسوی که تا اینجا جلو آمده نمی توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتیجه آنکه این 80 مورد هم به احتمال به قریب یقین هیچ مورد قابل ملاحظه و تاثیرگذاری نبوده که بتوان بر آن تکیه کرد و نتایج انتخابات را زیر سوال برد.
7- در بند هفتم از نظر ایشان اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات از پیروزی خود سخن گفته «فی نفسه» دلیل روشن و آشکاری است بر وجود «قصد» دستکاری در آراء. آقای موسوی همچنین انعکاس پیشاپیش پیروزی احمدی نژاد در برخی رسانه ها را تاییدی بر این موضوع دانسته است. در این مورد نیز چند مطلب قابل ذکر است:
7.1: آقای احمدی نژاد تنها کاندیدایی نبودند که در روند تبلیغات انتخاباتی از پیروزی خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقای موسوی بطور مکرر از پیروزی چشمگیر ایشان خبر می داد بلکه شخص ایشان حتی قبل از شروع شمارش آرا با اطمینانی بی سابقه و منطقی شگفت اعلام کرد که پیروز قاطع انتخابات است و هرنتیجه ای غیر از این، به معنی دستکاری در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ایشان درست باشد خود ایشان نیز متهم به «تقلب» هستند.
8- در بند هشتم آقای موسوی به «نقض ماده 40 جرائم نیروهای مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره کرده اند. در مورد اول منظور ایشان «حضور نیروهای نظامی و بسیج در انتخابات و در میتینگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ایشان به استفاده رییس جمهور و وزرا از امکانات دولتی برای سفر به استانها در ایام تبلیغات انتخاباتی است. در این دو مورد نیز چند مطلب قابل ذکر است:
8.1: معلوم نیست منظور ایشان از «حضور» نیروهای نظامی در انتخابات چیست؟ روشن است که مطلق حضور در انتخابات برای نظامیان در قانون منع نشده است. اگر منظور ایشان حضور در ستادهای انتخاباتی و فعالیت به نفع یک کاندیدا باشد که این قطعا ممنوع است. اما ایشان باید برای این ادعای خود سند و مدرک داشته باشند. ایکاش لااقل به یک مورد از زمان ها و یا مکان هایی که چنین نیروهایی در انتخابات مداخله کرده اند اشاره می کردند.
8.2: ستاد آقای موسوی از جمله ستادهایی بود که با به کارگیری یک سردار بازنشسته به تاسیس شاخه بسیجیان اقدام نمود و رسما به عضو گیری از بسیجیان می پرداخت، پس اعتراض ایشان به حضور بسیجیان در میتینگ های رقیب کمی عجیب به نظر می رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن می گذاریم که ادعای آقای موسوی در این بند نیز صحیح بوده و واقعا حضور نظامیان در میتینگ های انتخاباتی آقای احمدی نژاد رخ داده باشد. اما آیا این مسئله دلیل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات می شود؟
8.4: حتی اگر نظامیانی در تبلیغات انتخابات حضور یافته باشند رسیدگی به جرائم آنها بر عهده دادگاه ویژه نیروهای مسلح است. این «جرم» حتی در صورت وقوع ربطی به وزارت کشور و دولت ندارد. شاید هم آقای موسوی براین باور باشند که حضور چند هزار بسیجی در یک میتینگ انتخاباتی باعث دگرگونی 10 میلیونی درنتیجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقای موسوی به استفاده کردن دولتمردان از امکانات دولتی برای سفر به شهرستان ها نیز از جنس بسیاری مواردی مورد اشاره بالا است. روشن است که در این موضوع اگر تخلفی از قانون صورت گرفته باشد باید به آن توسط مراجع فانونی رسیدگی شود. اما اولا این اعتراض نیز مستلزم ارائه مستندات دقیق است و نه صرفا کلی گویی. ثانیا ربط این مورد نیز به وجود «تقلب گسترده» در نتایج انتخابات معلوم نیست. آیا چون رییس جمهور از هواپیمای دولتی برای سفر به فلان شهرستان استفاده کرده می توان نتیجه گرفت که 10 میلیون رای جابجا شده است؟! ثالثا روشن نیست که آیا منظور آقای موسوی این است که رییس جمهور قانونی کشور برای سفر به شهرستان یا رفتن به میتینگ انتخاباتی در ایام تبلیغات انتخاباتی باید از وسیله شخصی خود استفاده کند؟! آیا در انتخابات های گذشته رییس جمهور و وزرا برای تبلیغ به شهرستانها سفر نمی کردند؟ آیا آنها با وسیله و امکانات شخصی سفر می کردند؟
9- در حالی که آقای موسوی در نامه خود به شورای نگهبان، هیچ گونه استدلال محکمه پسندی مبتنی بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نکرده است، در بند پایانی نامه بدون آنکه خواهان رسیدگی به موارد شک و شبهه خود شود، و یا آنکه مثلا خواستار بازشماری آرا در صندوقها شود، و یا حتی خواهان تشکیل کمیته مستقل حقیقت یاب شود، درجا تقاضای ابطال کل نتایج انتخابات را مطرح کرده است. چنین رویکردی در نوع خود بی سابقه و از نظر نگارنده بر ملا کننده حقیقت نهفته در پشت این نامه و حرف های ناگفته در لابلای سطر های آن است.
حقیقت این است که جناب موسوی و دوستان ایشان، همچنان همان رادیکال های سیاسی و اقتصادی دهه شصت هستند. انها در دهه شصت هرگز شعار دموکراسی و آزادی نمی دانند و حتی برای نیروهای انقلابی و منتقدانی چون نویسندگان روزنامه رسالت نیز قائل به آزادی نبودند. اگر در دورانی آنها به شعار دموکراسی و آزادی روی آوردند صرفا از این رو بود که چنین شعارهایی از نظر سیاسی به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن یاد می شود، آیا چیزی بود جز مطبوعاتی که توسط عوامل و بستگان مقامات دولتی، با وام های دولتی و کاغذ دولتی و آگهی های دولتی در راستای حمایت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره «دموکرات نمایی» این حضرات کوچکترین تردیدی داشتیم، با نوع برخورد آنها به نتایج این انتخابات و نقش آنها در برانگیختن حوادث پسا- انتخاباتی دیگر جای هیچ تردیدی باقی نمانده است. تن دادن به دموکراسی یعنی تن دادن به شکست در انتخابات. شکافها و تناقضهای متن آقای موسوی برملاکننده این واقعیت است که ایشان هنوز مشکل خود با دموکراسی را حل نکرده است و می خواهد بجای تمکین به صندوق رای، با شیوه های انقلابی و خیابانی به نتیجه سیاسی مطلوب برسد. سپیدی های نامه ایشان به رای بالای رقیب اذعان دارد اما سیاهی های آن از تن دادن به این شکست پرهیز می کند.
10- پرسش آخر من از جناب موسوی و همه آنهایی که گمان می کنند در این انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتنی بر جستجوی «انگیزه» چنین جرمی است. معترضان در واقع «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم می کنند. طبعا برای هر جرمی باید انگیزه ای وجود داشته باشد. «نظام» نیز می باید برای چنین «تقلب گسترده ای» انگیزه بسیار بالایی داشته باشد. اکنون پرسش اینجا است آن «نظامی» که هشت سال دوران آقای خاتمی را تحمل کرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنین مداخله ایی نکرد و حتی انتخابات مجلس ششم را علی رغم عدم تایید از سوی شورای نگهبان و اعتراض شدید آقای هاشمی رفسنجانی با حکم ولایی مورد تایید قرار داد و حضور تندرو ترین عناصر دوم خرداد را در یکی از مهم ترین ارکان قانونی کشور به مدت چهار سال تحمل کرد، چرا می بایست اکنون در انتخابات اخیر ریاست جمهوری محتاج چنین «تقلب گسترده» ای باشد؟ مگر این نبود که همه کاندیداهای این انتخابات به صراحت از تبعیت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جایگاه ولایت فقیه سخن گفته بوده و حتی از همراهی و هماهنگی خود با رهبری جهت رفع مشکلات قانونی سخن گفته بودند؟ مگر این نبود که رابطه شخصی جناب موسوی با رهبر انقلاب تا بدان جا نزدیک بود که برخی از حامیان خاتمی همچون محمد علی ابطحی حتی از آمدن موسوی به میدان دچار توهم توطئه شدند و این حضور را نتیجه یک هماهنگی و برنامه ریزی در سطوح بالا برای از صحنه خارج کردن خاتمی تلقی کردند؟ واقعا رییس جمهور شدن چنین فردی چه خطری می توانست برای «نظام» داشته باشد که نیاز به چنین «تقلب گسترده» ای باشد؟ حتی اگر به فرص محال انجام چنین تقلب 10 میلیونی را در عمل ممکن بدانیم، آیا عقلا و منطقا می توان هیچ دلیل و انگیزه سیاسی برای آن یافت؟ و مگر نه آنکه سالهای سال اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالای 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب می شود؟ چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
پی نوشت: در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی، جناح حامی دولت مهندس موسوی با سوار شدن بر موج تبلیغاتی بر محور دوتایی «اسلام ناب – اسلام آمریکایی» که بطور کلی توسط حضرت امام (ره) بیان شده بود، جمع کثیری از روحانیون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمریکایی» متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانیون مبارز تازه تاسیس را بجای فهرست جامعه روحانیت مبارز به مجلس بفرستند. در این انتخابات که آقای محتشمی – رییس کنونی کمیته صیانت آراء آقای موسوی – وزیر کشور و مجری انتخابات بود، گزارش های فراوانی مبنی بر تخلف در صندوق های رای وجود داشت. شورای نگهبان از تایید انتخابات خودداری کرد و به بازشماری برخی صندوق ها پرداخت که در موارد زیادی تخلف مجریان محرز شد. دولت آقای موسوی با مراجعه به امام راحل خواستار مداخله ایشان در انتخابات و استفاده از حکم ولایی جهت تایید انتخابات شد. با توجه به «شرایط حساس کشور» در نهایت امام با صدور حکمی خواستار پایان یافتن بازشماری آراء شده و پرونده رسیدگی قانونی شورای نگهبان به تخلفات انتخاباتی مختومه شد. بدنبال این موضوع و با توجه به اینکه دولت آقای موسوی به همین شیوه بارها قانون اساسی را دور زده بود، آیت الله صافی گلپایگانی دبیر وقت شورای نگهبان - که امروز از مراجع تقلید هستند - در اعتراض به این اقدام دولت از مقام خود استعفا داده و از تهران به قم مراجعت نمودند. اینکه امروز آقای موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات، قبل از مراجعه به نهاد قانونی شورای نگهبان به مراجعی چون آیت الله صافی نامه می نویسد اما پاسخی نمی شنود، شاید چندان بی حکمت نباشد. آیا بعد از 20 سال وقت آن نرسیده که موسوی قانونمندی را بیاموزد؟
و اینک مرد 24 میلیون رایی
تبریک و تبریک
اگر جای هر کدام از این نامزدها بودم چه عکس العملی به نتیجه خیره کننده انتخابات نشان می دادم. مطلب ذیل یک درون نوشت شخصی است که نشان از بی جنبگی من دارد و الا که شاءن آقایان اجل از این حرف هاست
دکتر محمود احمدی نژاد:
می خوندم: چنان مستم چنان مستم چنان مستم من امشب. . .چنان "چیزی" که در خاطر نیاید. . . چنان هستم چنان هستم من امشب. . .
هاله نور را دیدم به کسی هم ربطی ندارد. بازم می بینم! آقای کردان هم دکترا دارد.
مجمع تشخیص مصلحت نظام از این به بعد باید در دفتر من تشکیل شود.
سفر های استانی را به سفرهای محلات ارتقا می دهم.
انتخابات شورای شهر دوم ایران را متحول کرد. انتخابات ۳ تیر جهان را متحول کرد. این انتخابات پیامی است برای تحول در کاینات!
هر چقدر دل شون می خواد بیانیه بدهند. بمب اتم هم می سازیم! به کسی ربطی نداره
مهندس میر حسین موسوی:
چیزهای سبز نگران نباشند آرای مسجد آق میرزای نیاوران شمرده نشده است!
ما در بنگلور هندوستان ۶۰ درصد آرا را کسب کردیم!
من احمدی نژادم و آن مردک دروغ می گوید این هم نمودارها برای اثبات این حرف! این رای ها مال منه!
من اصلا بنای شرکت در انتخابات نداشتم. من فقط برای گرم کردن انتخابات آمدم و الا کار من نقاشیه!
اتخابات دیروز دروغ بود. ما امروز به پای صندوق رای می رویم.
آقای خاتمی! آقای هاشمی پس چی شد؟! دیدید "چیز" شدم.
مااااامااااااااااانننننننننن!!!!!!!!!!!!!!![]()
دکتر محسن رضایی:
باورم نمی شه! من یعنی ۶۰۰ هزار تا رای آوردم! خدایا شکرت!
من بازم می خوام مناظره کنم یک ضریب "حقارت" پیدا کردم که نتیجه آرا را تغییر می ده!
تابناکم گفته اگر انتخابات تا پس فردا ادامه پیدا می کرد من از ۲ میلیون هم بیشتر رای می آوردم
حجه الاسلام کروبی:
اگه رفته بودم بخوابم لااقل چند میلیونی رای می آوردم!
من به نفع هیچ کس کنار نمی روم! هنوز امید دارم.
رکورد گران ترین رای دنیا مال منه! هر رای ۵۰۰ هزار تومن!
من که سرم نمی شه ولی کارشناسان من می گویند تو رای اول رو آوردی
درب های این قلعه باید کنده شود
تقدیم به عزیزان که برای انتخاب اصلح هنوز تردید دارند
فردا احتمالا این انتخابات پرهیجان پایان می یابد. هنوز هم نمی توانم باور کنم چرا دکتر احمدی نژاد استراتژی حمله را انتخاب کرد! او می توانست با آرام نگه داشتن فضای انتخابات و مانور دادن روی معدودی از کارهای بزرگ اش و مسامحه با آقایانی که این چند سال تحمل شان کرده بود به سلامت از این معرکه عبور کند ولی او خواست فضا کاملا هیجانی و قطب بندی شده پیش رود.
شاید دکتر پیش بینی می کرد خواه ناخواه رقبا و کسانی که بابت حضور او منافع شان لطمه خورده است برای مطرح شدن و به پایین کشیدن رییس جمهور مستقر همه جانبه به دولت او حمله می کنند و برای پیشگیری از موضع انفعال استراتژی حمله را انتخاب کرد.
شاید چون بهترین زمان برای همراه کردن عواطف عمومی در جهت ضربه زدن به جبهه ای که او فاسد و منفعت طلب شان می دانست همین زمان انتخابات بود که تمام افکار متوجه حرف هایش بود و مشکلی نیز برای اجراییات دولت پیش نمی آمد. او یک بار قاطعانه برای رفع معضل مدیریت دانشگاه آزاد به میدان آمد ولی کسانی نگذاشتند به ثمر برسد لذا نخواست مبارزه اش اینچنین بی نتیجه بماند.
شاید دکتر می خواست حتی با قربانی کردن بخشی از رای، جبهه عدالت خواهی خود را خالص کند و برای حرکت بر ضد برخی آقایان حجت و پشتوانه اجتماعی پیدا کند. او که پیشتر از همراهی سایر قوا در خلع ید برخی چهره ها ناکام مانده بود می خواست از مردم نیز کسب تکلیف کرده باشد.
شاید فکر می کرد به تنهایی نمی تواند از عرصه مدیریت و دانشگاه اشرافیت زدایی کند و نیاز به فشار اجتماعی دارد. او راه فرهنگ سازی یک اندیشه و وارد کردن آن به بطن جامعه، را در سونامی آفرینی دید.
شاید بنا داشت با تخریب بت های استوانه شده نظام به همگان ثابت کند انقلاب اسلامی به چهره ها و افراد و خاندان آنها وابسته نیست و نباید خرابی و تغییر مزاج افراد پای انقلاب نوشته شود. او با این ادبیاتش می خواست مردم را در هزینه نقد افراد پیوست شده با نظام شریک کند.
شاید هم همه موارد!! شاید هم هیچ کدام!! هر چه بود و هر چه شود احمدی نژاد باعث شد انقلاب در آستانه دهه چهار قی کند! هر چند این قی جلوه خوب و زیبایی نداشت اما باعث شفافیت و خلوص انقلابی خواهد شد که هدفی جز پاکی و فلاح نداشت.
زین پس با برداشته شدن هاله قدسی از سر افراد و اقشار خاص، در هر شرایطی تفکر اشرافی و استوانه ساز احساس ناامنی می کنند. حتی اگر در این مقطع محصول این شفافیت برداشت نشود فرهنگ مطالبه و محاکمه اجتماعی پایداری ایجاد خواهد کرد. این حمله به مرزهای منفعت طلبی، اشرافیت و جمود فکری و فردی را با هر گرایشی که هستیم باید قدر بدانیم. درب های خیبر که کنده شود نوبت دیگران هم خواهد رسید!!
پی نوشت برابر اصل:----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م: این روزها در خیابان ها صحنه های عجیب و غریب زیاد می بینیم. دیروز در چهار راه پارک وی پسر مو فشن و دختر مو فر کرده آرایش هفت قلمی را دیدم که از توی ماشین شون داد می زدند : موسوی کم آورده . . بچه سوسول آورده!!!
پ.ن.مناسبت: نتیجه انتخابات هرچه بود به آن احترام بگذاریم و مردم را پیروز واقعی بدانیم!
پ.ن.تفال: ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد
غم دنیی دنی چند خوری باده بخور حیف باشد دل دانا که مشوش باشد
این راه ادامه می یابد
تقدیم به مردمی که تا چند روز دیگر سرنوشت خود را انتخاب می کنند
پدیده ای جدید در حال وقوع است. انتخابات های گذشته همیشه یک جریان خوب ها بودند و یک جریان بدها! یک جریان اهل مسامحه و مهربانی و رافت بود و یک جریان نماد خشونت و سلبیت و تعصب! یک جریان به واسطه غیرگرایی و جریان دیگر به حسب سنت گرایی مخاطب جلب می کردند. مردم نیز حسب پایگاه اجتماعی و اعتقادی شان در این دو طیف تقسیم می شدند. می شد از چهره و تیپ افراد رای شان را خواند اما امروز تمام مرزهای رسمی حزبی و جناحی شکسته شده است.
در این چند شب زیاد در خیابان های قم و تهران بین مردم رفته ام. برایم - که در هیچ انتخاباتی خانه نشین نبوده ام- دیدن این صحنه ها کاملا غریب است. مردم از طیف ها و با تیپ ها و ظواهر مختلف به خیابان آمده اند و با تمام وجود از نامزد خود حمایت می کنند. دیدن چهره های غیر سنتی در زمره حامیان جناب موسوی جای تعجب ندارد چرا که پیشتر نیز مسبوق به سابقه بوده است ولی دیدن مردم عادی با تیپ های سنتی و غیر سنتی در کنار هم برای تبلیغ چهره ای چون جناب احمدی نژاد - که خود را یک اصولگرای دین مدار تابع ولی فقیه می خواند - جای تعجب است!
هیچ کس نمی تواند انکار کند که احمدی نژاد رای قابل توجهی دارد اما این رای را نمی توان برداشت کلاسیک کرد و به مثابه رای راست و چپ اسبق یا اصولگرا و اصلاح طلب سابق تفسیر کرد. امروز اختلاف بر سر اصولگرایی و اصلاح طلبی ، دینداری و غرب گرایی نیست و احمدی نژاد توانسته است با تمام عقاید سنتی و مذهبی اش به فکر و احساس لایه های جدیدی از مردم وارد شود و اعتماد آنان را جلب کند. او هم ضعف هایی دارد، مثل هر انسان دیگری، ولی عزت طلبی، پاک دستی و تلاش شبانه روزی او باور شده است و الا هیچ توجیه دیگری ندارد که او این چنین در برابر تخریب ها و شبهات محبوب باقی بماند.
معتقدم راه جدید احمدی نژاد مبنی بر شکاندن بت های سیاسی - اجتماعی و کار مداوم برای مردم تاثیر اجتماعی خود را گذاشته است. او خواه رای بیاورد خواه نیاورد دیوارهای پولادین گرداگرد آقایان را شکسته است و دیگر کسی نمی تواند به صرف قدرت داشتن مصونیت داشته باشد. زین پس در این کشور باید شفاف بود و کار کرد. این است پیام بزرگ انتخابات ۸۸!
پی نوشت برابر اصل: ---------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م: چقدر این روز ها دلم می خواهد بنویسم ولی نه فرصت پیش می آید و نه هیجان طلبی مخاطبین کشش دارد
پ.ن.م۲: نمی دانم چرا این روزها بسیاری از دوستان عصبی اند. از کسانی که ظرفیت هیجانات و شور سیاسی - انتخاباتی را ندارند در خواست می شود لااقل به مردم بد و بیراه نگویید.
پ.ن.م خبر: بعد از رونمایی از مدرک خانم رهنورد و تدریس مهندس موسوی در رشته علوم سیاسی امروز نحوه پذیرش دختر جناب موسوی در دکترا را نیز رونمایی شد. چه خوب می شود اگر زین پس همه خود را در اتاق شیشه ای ببینند نه در دیوارهای آهنین!
مناظره احساس و جسارت
تقدیم به دکتر پورحسین عزیز که حضوری آرام و بی تاثیر در مناظره داشت
مناظره دکتر احمدی نژاد و مهندس موسوی تجربه جدیدی در مبارزات انتخاباتی بود. صرف نظر از دستاوردها و محسنات گفتاری و رفتاری هر دو نفر، معتقدم هر دو نامزد دقیقا آن گفتند که دیگری می خواست و به تعبیر بهتر هر دو نامزد محترم دچار اشتباهات بزرگ استراتژیک شدند که در ادامه به آنها خواهم پرداخت!
1. بزرگترین اشتباه موسوی پذیرفتن اصل مناظره بود. کسی که می داند به لحاظ گفتاری و اطلاعاتی توان هم کلامی با رقیب را ندارد نمی بایست از اول مناظره را می پذیرفت. موسوی در آغاز و پایان از روی کاعذ صرفا ادعاهایی کلی را بیان کرد و اصلا توجه نداشت احمدی نژاد چگونه جوابش را می دهد. عمده انتقادهایش نیز با جوابی مواجه می شد. لذا به همگان ثابت کرد ادعای دیگران مبنی بر ضعیف و بی برنامه بودنش بی دلیل نیست!
2. بزرگترین اشتباه احمدی نژاد تقویت استراتژی تحریک احساسات بود. اصولا طیف حامی موسوی چون نمی توانستند در فرصتی کوتاه با ارائه برنامه موج آفرینی کنند به نمادسازی ها و شعارهای حسی و عاطفی رو آورده بودند. احمدی نژاد با حمله متعدد و متکثر به حامیان موسوی و رو کردن پرونده دکترای شبهه دار خانم رهنورد به جریان احساسی رقیب دامن زد. احمدی نژآد می توانست با تحقیر موسوی بابت اطلاعات ضعیفش ضربه سنگینی به آرای موسوی بزند ولی روش اش به تحریک عواطف حامیان موسوی و عصبانی تر شدن انها منجر شد.
3. موسوی اصولا ارزش این مناظره را درک نکرده بود. کاملا مشخص بود در مباحثه با احمدی نژاد عاجز است و فکری برای شکست حریف ندارد. تمام حرف هایش کلی و پیشتر شنیده شده بود. او حتی نتوانست از ضعف های احمدی نژاد در تعامل با هنرمندان و دانشگاهیان استفاده کند یا از حس نوستالژیک مردم نسبت به تاریخ گذشته، امام راحل عزیز یا دوران جنگ یا حتی مقبولیت نسبی خاتمی در بین طیفی از مردم اسفاده کند. او آنقدر ضعیف بود که وقت اضافه آورد.
4. احمدی نژاد بیش از ارزش و ظرفیت این برنامه روی مناظره با موسوی سرمایه گذاری کرده بود. به این نیندیشیده بود که مردم چگونه این حجم اطلاعات بدیع و جنجالی را هضم کنند. او آنقدر شلیک کرد که ترکش هایش به مخاطبان نیز خورد و آنها را گیج کرد. احمدی نژاد می خواست در یک شب سرنوشت انتخابات را روشن کند در حالی که فراموش کرده بود ده روز تا روز موعود باقی است و هنوز دو مناظره دیگر در راه است. او بدون توجه به وقت محدود مناظره آنقدر حرف آورده بود که وقت کم آورد.
5. موسوی به سهولت اجازه داد نماینده ضعف های 25 سال قبل از دولت نهم شود و احمدی نژاد از موضع منتقد و اپوزوسیون او و سایر روسای دولت ها را نقد کند. موسوی با بی تفاوتی فرصت داد پرونده اش و هاشمی رفسنجانی به هم الصاق شود. او نتوانست از اتهام مدیریت پشت پرده هاشمی خود را نجات دهد. شاید نتوانست درک کند این مسئله چه تبعاتی برایش دارد و شاید هم نمی توانست انکار کند!
6. احمدی نژاد نتوانست وقت خود را مدیریت کند. او به سادگی می توانست با چند مقایسه آماری حجم وسیع دستاوردهای دولتش را به رخ موسوی بکشد و او را درگیر عینیات آماری کند. مسئله ای که کلا موسوی از آن بی اطلاع بود. سیاست احمدی نژاد همیشه بازی در زمین رقیب است اما این بار فراموش کرده بود رقیب او ابرقدرت یا قدر قدرت نیست. او می توانست این بار از موضع برتر حریف را ضربه کند اما صلاح دانست با هم تراز شدن با او به شبهات 4 ساله پاسخ دهد
7. چهره موسوی در مواجهه با مردم کاملا سرد، مضطرب و دستپاچه جلوه می کرد. او همان گونه که صراحتا اعتراف کرد از حملات احمدی نژاد جا خورده بود و سخت می توانست کلامش را بی تپق منعقد کند. در حالی که احمدی نژاد کاملا مسلط و پرحرارت مباحثه می کرد. موسوی گاه صدایش به لرزه می افتاد و با استفاده مکرر از لفظ "چیز" ناآمادگی خود را برای ورود دوباره به عرصه اجتماعی و هیجانات ناشی از آن نشان داد.
8. احمدی نژاد با لبخند های مکرر در طول مناظره تلاش داشت از خود چهره ای آرام و مسلط نشان دهد اما درست در زمانی که احساس کرد برای جواب دادن وقت ندارد با پریدن در صحبت های موسوی و جمله آخری که پس از پایان مناظره پخش شد نشان داد عصبانی شده است. او نیازی به این عکس العمل نداشت چرا که کاملا سوار بر مناظره بود اما از آنجا که تصور درستی از مناظره نداشت و می خواست همه چیز را همان شب تمام کند ناراحت شد و امتیاز منفی را در ذهن ها باقی گذاشت.
در مجموع معتقدم ضعف های طرفین مناظره به خدمت رقیب در آمدو مناظره ای که می توانست نقطه عطف رقابت ها باشد بیشتر به پیچیدگی کلاف انتخابات کمک کرد.
پی نوشت برابر اصل: -------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م1: هر چه به زمان انتخابات نزدیک تر می شویم التهاب و هیجان افراد در موضع گیری افزایش می یابد و تسلط شان بر الفاظ کمتر!! دوست ندارم از وبلاگ کوچکم به کسی توهین شود و نظراتی که در آن به هر کدام از نامزدها بی احترامی شده باشد را حذف می کنم.
پ.ن.م2: قابل پیش بینی است مطلب باعث ناراحتی عده ای شود اما بدون اینکه مدعی بی طرفی باشم اذعان می کنم بی غرض نگاشتم و تلاش کردم منصف باشم!
پ.ن.م3: هر جراحی با زخم و درد همراه است اما در ادامه به سلامتی کل بدن منجر می شود. بخش هایی از صحبت احمدی نژاد که متوجه غده های چرکین قدرت و ثروت در انقلاب اسلامی بود را پسندیدم. هر چند شخصا از عواقبش می ترسم!
پ.ن.م3: از ذکر مکرر عناوین و القاب حضرات به جهت رعایت اختصار صرفه نظر شده است.
پ.ن.مناسبت: سالگرد قیام خونین 15 خرداد که سرآغاری بر ولوله انقلاب اسلامی در قلب ها شد را به تمام مسلمین تسلیت عرض می کنم
پ.ن.خبر1: باراک اوباما: کشورهای عربی جرات بیان صریح موضع در برابر ایران را ندارند. باید به ایران اجازه بهره مندی از انرژی صلح آمیز هسته ای داد.
پ.ن.خبر2: تابناک با تمام مواضع خصمانه اش بر علیه احمدی نژاد نظرات یکی از خوانندگان را در خصوص مناظره موسوی-احمدی نژاد اینگونه منعکس کرد
پ.ن.خبر3: پسر حجه الاسلام ناطق نوری صراحتا از مهندس موسوی اعلام حمایت کرد.
پ.ن.تفال: مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی است ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست که به کام دل ما آن بشد و این آمد
احمدی نژاد برنده است
تقدیم به روح پاک شهید داریوش شاهینی که با جمع خبرنگاران در هوا پرپر شد
انتخابات سال ۸۰ توکلی دعوی عدالت گستری داشت و خاتمی مدعی آزادی بود. توکلی صدایش به جایی نمی رسید و مجبور بود برای ارتباط با توده ها، رفتارهای زمان پسند انجام دهد. با لباس آستین کوتاه در دانشگاه ها می رفت. به جای صلوات دست می زد. در فیلم تبلیغاتی اش از دخترکان خوش سیما با موهای افشان استفاده کرد و . . . توکلی می بایست ثابت می کرد روشنفکر و به نوعی اصلاح طلب است و زیاد هم مذهبی نیست! برای همین با بسیاری احزاب شهیر اصولگرا هماهنگ شد رسما از نامزدی توکلی حمایت نکنند!
چاره ای نبود. فضای اجتماعی به نحوی بود که توکلی جز بازی در زمین خاتمی راه دیگری نداشت. ذائقه اجتماعی به تفکرات اصلاح طلبان نزدیک بود. نتیجه این شد که توکلی شکست سختی خورد.
فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی صرف نظر از قوت و ضعف هایش یک نکته بارز داشت. موسوی به جد می خواست فردی مذهبی و عدالت خواه جلوه کند. دیدار با مراجع عظام تقلید، پرچم های یا زهرا و یا ابوالفضل، تصاویر حضور در جنگ، سخن از ظلم و مشکلات اقتصادی مردم موید این نظر است. در عین حال هیچ جلوه غیر مذهبی مثل حامیان بدحجاب یا گزاره روشنفکری به سبک خاتمی در کلامش نبود! جالب تر اینکه فقط در یک فریم تصویر خاتمی را نشان داد.
هنوز فراموش نکرده ایم رییس جمهور پیشین در پاسخ به مطالبات عدالت خواهانه پاسخ داد مردم به من برای حل مسایل اقتصادی رای نداده اند! من برای توسعه آزادی و اصلاحات آمده ام! امروز موسوی شال سبز سیدی می اندازد، می خواهد به نوعی اصولگرا هم خوانده شود و می گوید برای دفاع از حقوق مستضعفان و گسترش عدالت آمده ام.
چاره ای نیست! فضای اجتماعی ایران به نحوی است که موسوی جز بازی در زمین احمدی نژاد راه دیگری ندارد. ذائقه اجتماعی به تفکرات اصولگرایان نزدیک است و نتیجه این خواهد شد که . . .
احمدی نژاد کار خود را کرده است. خواه پیروز انتخابات لقب بگیرد. خواه رای نیاورد! موسوی هم دارد حرف های او را می زند. احمدی نژاد پیروز نهایی اصلاح فضای اجتماعی ایران است.
حاشیه برابر اصل:--------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: مدیریت ساخت فیلم انتخاباتی توکلی را اکبر نبوی به عهده داشت. خدا رحمت کند داریوش شاهینی را. توی بخشی از فیلم که اتفاقا! جلوی دفتر جامعه اسلامی دانشجویان پر شده بود با التهاب و خشم از بی عدالتی و فاصله طبقاتی می گفت. انصافا نقشش رو خوب بازی کرده بود.
پ.ن.م۲: پی نوشت بالا را گفتم تا بدانید بازی کردن در فیلم های تبلیغاتی مسبوق به سابقه است و ابداع جدید آقایان نبوده است! با این تفاوت که شهید شاهینی حرفی کلی و دردی عمومی را گفت ولی بازیگران امروزی به دروغ از موضع گرفتار، مظلوم نمایی می کنند.
پ.ن.خبر۱: طبق آخرین نظرسنجی در هفته اول خرداد از مردم ۶۰ شهر کشور احمدی نژاد ۵۳ درصد، موسوی ۳۶ درصد، کروبی ۹ درصد و رضایی ۲ درصد آرا را کسب خواهند کرد
پ.ن.خبر۲: به عنوان یک علوم سیاسی خوانده از دیدن عنوان دکتر زیر نام جناب موسوی شوکه شدم. رجانیوز باید بتواند پایان نامه های دکتری سیاسی که ایشان با مدرک مهندسی معماری امضا کرده اند رونمایی کند! ولی اگر دروغ باشد به نوبه خود از این سایت اعلام انزجار خواهم کرد!
پ.ن.مناسبت: ایام عروج ملکوتی روح خدا، مصلح بزرگ قرن، حضرت امام خمینی تسلیت باد
پ.ن.معرفی ویژه: وبلاگ - سایت " ایران حامی" به صاحب امتیازی، سردبیری، نویسندگی، ویراستاری و . . . دوست فعال موسوی کاشانی به واسطه حضور وبلاگی فراتر از یک سایت خبری و ذوق خوب در ارایه مطلب!
پ.ن.تفال: به غیر آنکه بشد دین و دانش از دستم بیا بگو که ز عشقت چه طرف بر بستم
چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق که در هوای رخت چون به مهر پیوستم
اینجا ستاد نیست!!
تقدیم به آقا میثم نیلی دوست خوش فکر، مخلص و بد قولم!
سخنان دکتر احمدی نژاد در مورد اینکه ستاد انتخاباتی ندارم انگیزه ای شد تا گردشگر وار با ابراهیم از ستاد مرکزی دکتر بازدید کنیم. برخلاف روال معمول که ستاد اصلی را در یکی از خیابان ها یا نقاط مرکزی شهر مستقر می کنند ستاد در کوچه تنگ و بن بست نزدیکی میدان منیریه بود. نمی دانم محل کار ما خیلی بالاست یا اینها خیلی پایین اند! متن زیر ماحصل بازدید یکباره من است!
ساختمان چهار طبقه به تنها جایی که شباهت ندارد ستاد انتخابات است. قدیمی و بی کلاس بدون هیچ بنر و حتی تابلویی اما پر جنب و جوش و پر هیاهو! دم در ورودی دو جوان بیست ساله جلوی مان را می گیرند. تلفن می زند تا ورودمان را هماهنگ کند. بالا کسی گوشی را بر نمی دارد. ابراهیم یکی از دوستانش را دید و با سفارش او وارد می شویم. دلهره داشتیم نکند ساختمان فرو بریزد!

ساختمان اینقدر داغون هست که انتظار آسانسور نداشته باشیم. نبود آسانسور این مزیت را داشت که تا طبقه چهارم توی تمام طبقات سرک بکشم. هر طبقه دو واحد است و با نام شهدا اسم گذاری شده! در و دیوار هم پر است از شعارهای مذهبی و جنگی! لذا اصلا نمی فهمم این همه آدم چه می کنند فقط پیداست در هر اتاق ده تایی جوان نشسته اند و جلسه دارند! طبقه دوم مصطفی اسلامی را می بینم. خوشحال شدم لااقل یکی پیدا شد که می شناختمش!
طبقه چهارم واحد سیاسی است یا به قول آنها واحد شهید لاجوردی! شلوغ و پرحرارت! دو نفر دو نفر به کاری مشغول بودند! به هر کسی رسیدیم گفتیم با آقا میثم کار داریم! هیچ کس گوشش بدهکار نبود و کار خودش رو می کرد. ابراهیم با پرروگری خاص خودش در اتاق ها را باز کرد تا میثم را یافتیم. روی زمین نشسته بود و دور تا دورش کاعذ و نشریه ولو بود. خداییش تحویل گرفت. روی زمین نشستیم و گپ و گفتی زدیم.
میثم یک راست رفت سر انتخابات و جزوه ای چهل-پنجاه صفحه ای آورد که تخریب های روزانه علیه دکتر در رسانه ها بود. همین که می دانستند حجم تخریب ها چقدر زیاد است جای شکر دارد! هر چند دقیقه یک بار هم یکی در می زد و می گفت: آقا میثم این نشریه یا پوستر یا تراکت را زدم خوبه؟!! یکی هم شعر آورد میثم نگاه می کرد می گفت خوبهدو سه تا نکته می گفت و طرف می رفت!!
با گفتن اذان برای نماز به حسینیه پشت ساختمان رفتیم. اینجا می شد کل جمعیت ستاد را دید. تقریبا دویست نفر بودند که هشتاد درصد شان جوانان زیر سی سال بودند. تمام شان هم آقایان بودند. ظاهرا ستاد خانم ها جای دیگری است. شور و انرژی شان آن قدر زیاد بود که اصلا صحبت های بین دو نماز را که در مورد نحوه پاسخ دادن به تخریب ها بود را نمی شنیدند! بعد از نماز تقریبا سی نفر از نمایندگان مجلس آمده بودند تا با هاشمی ثمره جلسه برگزار کنند و ما را بیرون کردند!
به رفقا گفتیم تا این موقع اینجا بودیم لااقل بمانیم تا شام هم بخوریم! گفتند: شام را باید بروید بیت رهبری!! گفتم یعنی چه؟ گفت: فکر کردی بی خود ستاد را اینجا زدیم. می دانستیم بیت پنج شب روضه دارند. شام هم می دهند! بروید آنجا، هم عزاداری هست هم شام!
حاشیه برابر اصل:--------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م۱: از سال ۷۶ تا امروز به یاد ندارم در انتخاباتی بیکار بوده باشم. لذا تقریبا تمام انتخاباتی های حرفه ای را می شناسم ولی هیچ چهره سرشناس و با تجربه ای توی ستاد مرکزی دکتر فعال نبود! اگر انتخابات قبل دکتر با همین جوانان پیروز نشده بود در موفقیت اش تردید می کردم ولی ظاهرا دکتر می داند چطور با همین بی تجربه ها انتخابات را مدیریت کند.
پ.ن.م۲: فهمیدم سیاست ستاد دکتر احمدی نژاد این است که هر کسی، هر کاری، با هر ذوقی می تواند بکند! روی هفته آخر و مناظرات تلویزیونی حساب ویژه باز کرده اند! تنها ترس شان این است که سایر نامزدها از مناظره فرار کنند! خدا وکیلی اصلا روی تخریب رقبا برنامه ای نداشتند
پ.ن.م۳: با هر کدام شان که صحبت می کردم از پیروزی قاطعانه دکتر صحبت می کردند. گویی خبری قطعی از اوضاع دارند! نمی دانم این امید زیاد مثبت است یا منفی!
پ.ن.خبر: سایت ثانیه نیوز در نظرسنجی پرسیده است؟ نامزد مورد نظر آیه الله هاشمی رفسنجانی کیست؟ { واقعا آقای هاشمی در این انتخابات از چه کسی حمایت می کند؟ }
پ.ن.مناسبت: شهادت مظلومانه سوگواران فاطمی به دست ایادی بد ذات دشمن در زاهدان را به تمام مسلمین جهان تسلیت می گویم
پ.ن.معرفی ویژه: وبلاگ "خبرنگار مسلمان" به صاحب امتیازی، سردبیری، نویسندگی، ویراستاری و . . . جناب آقای حامد طالبی به واسطه پشتکار و همت ویژه در نگارش و مدامت اصولی در وبلاگ داری
پ.ن.تفال: صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد بنیاد مکر با فلک حقٌه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
حاشیه تفال: بلند بگو آمین. تا باد چنین بادا
چشمان باز تمام بسته
تقدیم به حسن حیدری عزیز که این روزها خوب می نویسد
تاریخ برای ما بیش از آن که تامل برانگیز باشد دل انگیز است. در گذشته پرسه می زنیم برای لذت و ارضای حس نوستالژیک مان! در حالی که به تدبر و تفکر در گذشته سفارش شده ایم. عمده آثار باستانی بر جا مانده از گذشته حکایت و درس هایی در دل خود دارد اما بیشتر از مظاهر ظاهری گذشته لذت می بریم.
در باغ فین کاشان تامل نمی شود امیرکبیر چرا کشته شد و این خون به چه بهایی ریخته شد! در باغ شازده کرمان کسی نمی پرسد این زیبایی در ازای چه ظلمی بنا شده است! مضحک است که در طاق بستان کرمانشاه برخی در آب رودخانه ای که خسرو پرویز نامه پیامبر را پاره کرد نذورات می ریزند و حکاکی خسرو پرویز را با ولع می ستایند و کسی نمی پرسد این خسرو چگونه حکم رانی بود! مقبره خیام را بدون توجه به اشعار نیهیلیستی اش در آغوش می کشیم! در تخت جمشید بدون توجه به فرهنگ آن زمان و نحوه زندگی مردم، تنها سنگ ها و نهایتا عظمت دیده می شود و سی و سه پل را گذرگاهی زیبا و قدیمی می دانیم و اصلا از سازنده اش هیچ نمی دانیم. خانه های تجملی خوانین گذشته را عاشقانه زیارت می کنیم و. . . .
بی شک مقصود نفی آثار باستانی یا تشکیک در پاسداشت آن نیست بلکه غرض نقد حسی نگری به گذشته، بی عنایت به ماهیت مستتر در روزگار گذشته است!
نباید در سیاست نیز دچار این حسی نگری بی تدبیرانه شویم! احترام برآمده از خدمات گذشته افراد واجب است ولی نباید ماهیت تاریخ گذشته بر مردم را فدای حس نوستالژیک کرد! ماهیت افراد در سابقه آنان نهفته است نه در چهره و نام شان! شگفت انگیز است که برخی بدون دفاع یا توصیف عالمانه از مدیریت گذشته خود با بیان جملاتی احساسی و خاطره برانگیز مردم را توریست های ظاهر بین قلمداد کنند!
گذشته را باید با چشم عقل نظاره کرد نه با چشم دل!
حاشیه برابر اصل:-----------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن.م: از سخنان یکی از نامزدهای محترم ریاست جمهوری متحیر شدم. کل سی دقیقه فرصت خود را به حمله گذراند و کلامی نگفت پیشتر کجا بوده و حالا می خواهد چه کند!
پ.ن.م۲: یکی از نامزدها اعلام کرد امام راحل دستور دادند سیگار مردم گران نشود! بی سلیقگی در نقل خاطره از امام راحل بیش از این می شود؟ در عین حال مردم نمی پرسند مگر همان دوره تورم ۲۵ درصدی نداشتیم و هیچ چیز گران نمی شد؟!!
پ.ن.خبر۱: پرفسور زن انگلیسی: ژن مردان به تدریج در حال تحلیل رفتن و نابودی است و نسل مردان ممکن است طی چند میلیون سال آینده به طور کامل منقرض شود." { آرزو بر خانم ها عیب نیست}
پ.ن.خبر۲: طبق نظرسنجی که در 63 شهر کشور در تاریخ 26 اردیبهشت ماه انجام شده، نشان میدهد آقای احمدینژاد 55 درصد، آقای موسوی 24 درصد، آقای کروبی 3 و آقای رضایی 0.9 درصد آرا را در اختیار دارند.
پ.ن.خبر۳: فیس بوک فیلتر شد! { حیف. . . }
پ.ن.معرفی ویژه: وبلاگ "جایی برای بودن" به صاحب امتیازی، سردبیری، نویسندگی، ویراستاری و . . . دوست خلاق فرشاد عریضی به احترام تولد دو سالگی وبلاگش
پ.ن.پیام کوتاه: در اعتراض مدنی به ارسال مکرر پیام کوتاه های سیاسی، این پی نوشت مسکوت می ماند!
پ.ن.تفال: بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
خون شد دلم از حسرت آن لعل روانبخش ای درج محبت به همان مهر و نشان باش


